<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>معارف عقلی</JournalTitle>
                <Issn>2008-2126</Issn>
                <Volume>3</Volume>
                <Issue>4</Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2009</Year>
                    <Month>01</Month>
                    <Day>20</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>خیر و شر در مکتب ابن‌عربی / حسن امینی</VernacularTitle>
            <FirstPage>47</FirstPage>
            <LastPage></LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">336</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>حسن</FirstName>
            <LastName>امینی</LastName>
            <Affiliation>کارشناس ارشد - فلسفه دانشگاه جامعه المصطفی العالمیه</Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID"></Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2009</Year>
                    <Month>04</Month>
                    <Day>20</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">مسئله شر، هنوز از دشوارترین مسائل در حوزه‌ی مطالعات دینی است. این موضوع در  اندیشه  بشری، پیشینه‌ی درازی دارد، ولی در عرفان نظری، سابقه‌ی آن به محی  الدین عربی  در قرن هفتم برمی گردد. پرسش اصلی تحقیق این است که آیا شر در مکتب ابن عربی، امری  وجودی است یا عدمی؟ اگر شر یا بخشی از آن، وجودی باشد، چگونه با خیر محض بودن مبدأ  هستی سازگار است؟ در فلسفه، شر در وجودات عینی و در عرفان، در مظاهر وجود مطرح است.  ابن عربی، از حیث وحدت شخصی وجود و نظام احسن، شر را به طور مطلق در نظام هستی به مفاد  سلب بسیط تحصیلی منتفی دانسته است، ولی از حیث تعینات، امور عدمی را شر بالذات و در  امور وجودی نوعی شر نسبی را در نظام تکوین و نوعی شرور ذاتی سلوکی را در نظام تشریع  پذیرفته است. عبارت های قونوی و فناری مؤید مدعیات فوق است. در قرن یازدهم، صدرالمتألهین  در مفاتیح الغیب، پس از تبیین دیدگاه نیستی انگارانه‌ی ارسطو و به چالش کشیدن آن، با  نقل عبارت هایی از ابن عربی و قیصری، بدون هیچ تبیینی، به اجمال به دیدگاه محی  الدین  اشاره کرده است. پس از وی، بیشتر محققان این حوزه میان دیدگاه فلسفی و عرفانی خلط کرده اند.  این اندازه از شرور به تضاعف جهات امکانی، استعداد جزئی، قابلیت مواطن و سرانجام به  استعداد کلی اعیان ثابته برمی گردد.</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">وحدت شخصیه</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">نظام احسن</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">بالعرض</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">بالذات</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">خیر و شر مطلق و مقید</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">خیر و شر طبیعی و ارادی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">نسبی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">تفاضل و تقابل وجوه</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">اعیان ثابته.</Param>
            </Object>
                        </ObjectList>
            <ArchiveCopySource DocType="pdf">https://maarefeaqli.nashriyat.ir/sites/maarefeaqli.nashriyat.ir/files/article-files/12-3.pdf</ArchiveCopySource>        </Article>
    </ArticleSet>
