<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>معارف عقلی</JournalTitle>
                <Issn>2008-2126</Issn>
                <Volume></Volume>
                <Issue></Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2026</Year>
                    <Month>07</Month>
                    <Day>01</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>عرفان و رویکرد معرفت‌شناختى نوین/ سید عطاء انزلی</VernacularTitle>
            <FirstPage></FirstPage>
            <LastPage></LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">373</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                            </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2026</Year>
                    <Month>07</Month>
                    <Day>01</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">:
در چند دهه گذشته، به تبع الگو هاى فکرى اى که در چند قرن اخیر بر فضاى  فلسفى مغرب زمین سایه افکنده است، فیلسوفانِ دین و دین شناسان آن دیار بخش  عمده اى از تلاش هاى خود را مصروف بررسى شرایط معرفت شناختى تجربه عرفانى  کرده اند.
یکى از جریان سازترین نظریات مطرح شده در این میان، نظریه &amp;laquo;ساخت گرایی&amp;raquo;  یا &amp;laquo;زمینه مندی&amp;raquo; است, که سرشناس ترین نظریه پرداز آن &amp;laquo;استیون کتز&amp;raquo; است.  مقاله حاضر تلاشى است براى تبیین منقح و مستند، و نقد مستدل و منصفانه این  نظریه. نگارنده در نهایت بر آن است که هرچند این نظریه ما را در فهم شرایط  تجربه عرفانى و ماهیت آن یک گام پیش تر برده است, لیکن به دلیل کاستى ها و  اشکالات متعدد موجود درآن ـ که در این مکتوب بدانها اشاره خواهد شد ـ و نیز  شواهد مهمى که برخلاف مدعاى نظریه موجودند، نیازمند ارائه نظریه اى  جامع تریم که هم زمان، تحقق بخش شرایط معرفت شناختى تجربه و شواهد متنوع  سنت هاى عرفانى باشد.</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            </ObjectList>
                    </Article>
    </ArticleSet>
