<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>معارف عقلی</JournalTitle>
                <Issn>2008-2126</Issn>
                <Volume>1</Volume>
                <Issue>4</Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2007</Year>
                    <Month>01</Month>
                    <Day>21</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>فاعلیت قریب از دیدگاه فلسفه و عرفان / رسول باقریان</VernacularTitle>
            <FirstPage>135</FirstPage>
            <LastPage></LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">426</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>رسول</FirstName>
            <LastName>باقریان خوزانی</LastName>
            <Affiliation>عضو هیئت علمی - مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره)</Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID">0009-0006-9834-5497</Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2007</Year>
                    <Month>01</Month>
                    <Day>21</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">نحوه فاعلیت حق، از جمله مسائل مطرح در مکاتب مختلف فلسفى و عرفانى است.  گذشته از معتزله که به فاعلیت حق در افعال بندگان قایل نیستند، و اشاعره  که فاعل حقیقى در همه اشیا حتى افعال انسان ها را خداوند مى دانند و سلسله  علل را انکار مى کنند، حکمت مشاء با حفظ سلسله علل در نظام هستى، فاعلیت  خداوند را فاعلیت باواسطه یا فاعل بعید مى داند. حکمت اشراقى، در یک بیان  تمثیلیِ اقناعى و خالى از استدلال و برهان، فاعلیت حق را بى واسطه دانسته،  اسناد افعال به غیر حق را تسامحى مى انگارد، و حکمت متعالیه در مراحل  ابتدایى خود، مبتنى بر تشکیک خاصى و وجود فقرى، فاعلیت قریب حق را به صورت  فاعلیت بى واسطه، و علل و اسباب را علل معد و مقرب فیض به معلول مى داند.
عرفان نیز ضمن آنکه علل و اسباب را، همانند حکمت متعالیه، علل معد و  وسایط فیض معرفى کرده است، در تقریر و تبیین فاعلیت قریب حق تعالى راهى جدا  پیموده و با ارائه یک معناى ژرف و عمیق از فاعل قریب به منزله فاعل در  موطن معلول از معارف ناب توحیدى شریعت از جمله توحید افعالى، که قرآن بدان  گویاست، رمزگشایى کرده است. در این نوشتار، در صدد تبیین دیدگاه عرفان در  باب فاعلیت قریب حق تعالى در یک بررسى مقایسه اى با آراى کلامى و فلسفى  هستیم.</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">تمایز احاطى</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">سلسله ترتیب و وسایط</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">فاعل قریب عرفانى وجه خاص</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">اطلاق مقسمى</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">توحید افعالی.</Param>
            </Object>
                        </ObjectList>
                    </Article>
    </ArticleSet>
