<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>معارف عقلی</JournalTitle>
                <Issn>2008-2126</Issn>
                <Volume>5</Volume>
                <Issue>3</Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2011</Year>
                    <Month>01</Month>
                    <Day>21</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>تعریف / نویسنده: رزیل ابلسون؛ نقد و ترجمه از: رحمت‌الله رضایی</VernacularTitle>
            <FirstPage>59</FirstPage>
            <LastPage></LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">559</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                            </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2011</Year>
                    <Month>01</Month>
                    <Day>31</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">بحث &amp;laquo;تعریف&amp;raquo;، در غرب، با سقراط آغاز شد و همچنان با فراز و فرودهای بسیار ادامه دارد. نویسنده‌ی مقاله کوشیده است دیدگاه های پیش رو در این باره را در سه گروه عمده جای  دهد:  ذات گرایی، دیدگاه تجویزی (دستوری) و دیدگاه های زبانی. فیلسوفانی مانند افلاطون، ارسطو، کانت و هوسرل در گروه نخست و کسانی مانند پاسکال، هابز، راسل، کواین، نیلسون گودمن و بیشتر منطق دانان معاصر در گروه دوم و اندیشمندانی همچون جان استوارت میل، مور و بیشتر اعضای مکتب تحلیل زبانی در گروه سوم جای می گیرند. نگارنده، پس از بیان دیدگاه های هریک، به نقد و بررسی آنها پرداخته و در پایان نتیجه می گیرد که تعیین نوع تعریف، در هر مورد، برحسب همان مورد است.

	از دیدگاه مترجم، مقاله‌ی پیش رو دسته بندی و تحلیل های شایسته ای از کلیت بحث تعریف ارائه می دهد و از این رو، بیشتر مورد استناد پژوهشگران قرار می گیرد، اما با این همه، کاستی هایی در آن هست که از آن میان، تفکیک نکردن انواع و اقسام تعریف در نظر ارسطوئیان است و بر این اساس، پرسش هایی را درباره‌ی ذات گرایی مطرح می کند که به نظر می رسد بیشتر برآمده از عدم تبیین کافی آن است و همین امر، بر تمام مقاله سایه ابهام افکنده است، کاستی ای که مترجم در جبران آن کوشیده و دیدگاه منطق دانان مسلمان را که به نحوی متأثر از ارسطو هستند، در این باره توضیح داده است.

	&amp;nbsp;</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">ذات‌گرایی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">حد تام</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">ذوات الاسباب</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">تجویزگرایی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">نظریه زبانی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">تعلیل</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">شناخت حقیقی.</Param>
            </Object>
                        </ObjectList>
            <ArchiveCopySource DocType="pdf">https://maarefeaqli.nashriyat.ir/sites/maarefeaqli.nashriyat.ir/files/article-files/17-4.pdf</ArchiveCopySource>        </Article>
    </ArticleSet>
