<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>معارف عقلی</JournalTitle>
                <Issn>2008-2126</Issn>
                <Volume>10</Volume>
                <Issue>2</Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2017</Year>
                    <Month>01</Month>
                    <Day>09</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>رویکردی به مهم‌ترین سرچشمه‌ها و بنیادهای مؤثر بر حکمت اشراق / عباس حاجیها</VernacularTitle>
            <FirstPage>7</FirstPage>
            <LastPage></LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">741</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                            </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2015</Year>
                    <Month>01</Month>
                    <Day>11</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">حکمت اشراق، حکمتی وزین و تاریخ مدار است که ریشه در حکمت های هرمسی، یونانی، ایرانی و اسلامی دارد. از این رو، بنیادهای حکمت اشراق را به لحاظ هریک از حوزه های فلسفی یادشده بررسی و مهم ترین و بنیادی ترین عناصر حکمت اشراق را در حوزه های فلسفی پیش گفته ردیابی کرده ایم.
در این باره هرمس را به لحاظ نظریه درجات متعدد عالم و مبدأ بودن او در دو حوزه حکمای ایرانی و یونانی مورد توجه قرار داده ایم و در این راستا به خمیره ازلی حکمت و به سرچشمه های یونانی حکمت اشراق و فیلسوفان اثرگذار یونانی بر آن پرداخته ایم که عبارت اند از: فیثاغورث، انباذقلس و افلاطون.
همچنین با بررسی دقیق سرچشمه های ایرانی حکمت اشراق، مهم ترین مبانی و عناصر حکمی ایرانی در حکمت اشراق را نشان دادیم و روشن ساختیم که این عناصر ریشه در حکمت فهلویون دارند. این مبانی همچون &amp;laquo;نور&amp;raquo;، &amp;laquo;کیان خرّه&amp;raquo;، &amp;laquo;ارباب انواع&amp;raquo; و &amp;laquo;انائیت ازلی&amp;raquo;، آنقدر مهم اند که بدون حکمت اشراقی بودن، فهم آنان ممکن نمی شود. پس با بحث درباره این عناصر به مبدأشناسی حکمت اشراق پرداخته ایم که از مهم ترین آنها &amp;laquo;خورنه&amp;raquo; است که در مبحث &amp;laquo;کیان خرّه&amp;raquo; ولایت الهی را در صولت شهریار یادآور می شود.
&amp;nbsp;</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            </ObjectList>
                    </Article>
    </ArticleSet>
