<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>معارف عقلی</JournalTitle>
                <Issn>2008-2126</Issn>
                <Volume>15</Volume>
                <Issue>1</Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2020</Year>
                    <Month>06</Month>
                    <Day>21</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>بررسی و نقد اهداف اقتدارگرایی از دیدگاه فلسفه سیاسی اسلامی</VernacularTitle>
            <FirstPage></FirstPage>
            <LastPage></LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">825</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>سیدمحمدهادی</FirstName>
            <LastName>مقدسی</LastName>
            <Affiliation>استادیار گروه فلسفه‌های مضاف، مرکز پژوهشی دائره المعارف علوم عقلی اسلامی، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)</Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID">0000-0001-9109-8928</Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2019</Year>
                    <Month>06</Month>
                    <Day>09</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">اقتدارگرایی گونه جدیدی از حکومت استبدادی است که در اوایل قرن بیستم ظهور کرد؛ سپس پژوهشگران غربی و مسلمان به بررسی نسبت آن با نظریه ها و نظام های سیاسی پرداختند. ازآنجاکه برخی پژوهشگران بومی، فلسفه سیاسی اسلامی را به اقتدارگرایی متهم کرده اند، ضرورت دارد تا مؤلفه های اقتدارگرایی استخراج و نسبت آنها با مبانی فلسفه سیاسی اسلامی سنجیده شود. ازاین رو، مقاله حاضر با روش توصیفی و تحلیلی، مؤلفه های اقتدارگرایی ناظر به اهداف را در دو عنوان &amp;laquo;غلبه تام&amp;raquo; و &amp;laquo;امنیت&amp;raquo; شناسایی کرده و سپس آنها را به چالش کشیده است. غلبه تام، از آن جهت مردود است که برایند چیرگی قوای غضبیه و شهویه بر قوه عاقله است و این رخداد نمی تواند تأمین کنندۀ &amp;laquo;سعادت&amp;raquo; باشد که هدف نهایی سیاست است. امنیت نیز شایسته نیست در حوزه اهداف نهایی سیاست قرار گیرد و باید آن را در شمار اهداف میانی جای داد که زمینه ساز اهداف نهایی می گردند.

&amp;nbsp;</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">امنیت</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">فلسفه سیاسی اسلامی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">اقتدارگرایی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">مدینه تغلب</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">غلبه تام</Param>
            </Object>
                        </ObjectList>
                    </Article>
    </ArticleSet>
