<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>معارف عقلی</JournalTitle>
                <Issn>2008-2126</Issn>
                <Volume>16</Volume>
                <Issue>1</Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2021</Year>
                    <Month>06</Month>
                    <Day>22</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>تبیین چندگانگی مطرح شده در نظریه «معاد» خواجه نصیرالدین طوسی</VernacularTitle>
            <FirstPage></FirstPage>
            <LastPage></LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">839</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>محمد</FirstName>
            <LastName>کرمی نیا</LastName>
            <Affiliation>دانشجوی دکتری - کلام امامیه ، دانشگاه قرآن و حدیث قم</Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID">0000-9800-9800-9898</Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2026</Year>
                    <Month>06</Month>
                    <Day>30</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">خواجه نصیرالدین طوسی از منظر دو دانش کلام و فلسفه، شخصیتی دوگانه به نظر می آید. زیرا گاهی در یک مسئله علمی دو رأی مختلف داده است؛ یکی به شیوه اهل کلام و دیگری به روش فیلسوفان. در وهله نخست به ذهن می آید، که خواجه دچار تعارض شده است. برای نمونه، خواجه با دیدگاه فلسفی، اعاده معدوم را جایز نمی داند و ازسویی در مقدمات بحث معاد پذیرفته است که اِعدام عالم ممکن و مطابق ادله نقلی است. در این مقاله به مطالعه &amp;laquo;معاد&amp;raquo; خواهیم پرداخت و سپس در مقام داوری، احتمالات ممکن را طرح کرده و از میان آن ها، دیدگاهی را که از دید ما با واقعیت مطابق است، به عنوان دیدگاه برگزیده انتخاب می کنیم. این نوشتار در داوری خود، برپایه عبارات خواجه نصیر و درنظر داشتن موقعیت اجتماعی و علمی و ویژگی روزگار زندگی وی که با هجوم گسترده متکلمان بر ضد فیلسوفان روبه رو بود، همچنین باتوجه به شخصیت میانه رو، حق محور و دانش دوست مرحوم خواجه، غبار تعارض را از چهره او می زداید و چنین حکم می کند که شخصیت وی متعارض نماست و نه متعارض. این تحقیق براساس پژوهش در آثار خواجه شکل گرفته است. این آثار بیشتر به صورت کتابخانه ای انجام شد. ولی در همه این موارد کوشیده ایم تا دیدگاه خواجه پس از تحلیل و بررسی جهات محتمل، نقل شود. ازاین رو، در جاهایی که نیاز بود، از عبارات شارحان نیز، یاری گرفته ایم.</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">کلام</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">فلسفه</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">معاد</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">تعارض</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">خواجه نصیر</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">تجریدالاعتقاد</Param>
            </Object>
                        </ObjectList>
            <ArchiveCopySource DocType="pdf">https://maarefeaqli.nashriyat.ir/sites/maarefeaqli.nashriyat.ir/files/article-files/5_1.pdf</ArchiveCopySource>        </Article>
    </ArticleSet>
