سخن نخست

  • user warning: Table 'maarefeaqli.nashriyat.ir.nodewords' doesn't exist in engine query: SELECT * FROM nodewords WHERE type = 5 AND id = 369 in D:\WebSites\nashriyat.ir\sites\all\modules\nodewords\nodewords.module on line 945.
  • user warning: Table 'maarefeaqli.nashriyat.ir.nodewords' doesn't exist in engine query: SELECT * FROM nodewords WHERE type = 5 AND id = 368 in D:\WebSites\nashriyat.ir\sites\all\modules\nodewords\nodewords.module on line 945.

سخن نخست

الهى هب لى کمال الانقطاع اليك و أنر أبصار قلوبنا بضياء نظرها اليك حتى تخرق أبصار القلوب حجب النور فتصل الى معدن العظمة و تصير أرواحنا معلّقة بعزّ قدسك.1

بى شك, معارف عرفانى اسلام در نظر كسانى كه با آنها آشنايى دارند, از لطيف‌ترين و عميق‌ترين معارفى است که بشر به آن دست يافته است. عرفان اسلامى كه به گواهى شواهد پرشمار, هم در نقطه آغازين و هم در مرحله رشد و بالندگى و شكوفايى، از آموزه‌هاى دين بهره فراوان برده است، در بستر تاريخى خود در ابعاد گونه‌گونى همچون سير و سلوك عملى, معارف لطيف عقلى و علمى, جاذبه‌هاى ادبى و هنرى, و اثرات اجتماعى و تربيتى تبلور يافته و تأثير فراوانى در انديشه‌و عمل مسلمانان بر جاى نهاده است.

نگاهى گذرا به آيات قرآن و جوامع روايى همچون كافي, توحيد صدوق, نهج‌البلاغه, صحيفه سجاديه و ادعيه و اذكار معصومان (ع) و شرح احوال رسول‌الله ˆ و امير مؤمنان و امامان معصوم(ع) و اصحاب خاص ايشان، جاى هيچ ترديدى باقى نمى‌گذارد كه نمى‌توان حقيقت معارف عرفانى را از مكتب نبوت و اهل‌بيت (ع) جدا ساخت و بلكه اين دسته از آموزه‌ها ـ كه با راهبرى خود دين و تجربه‌هاى درونى صدها انسان وارسته و تسليم حق فراهم آمده است ـ به تحقيق, تفسير انفسى و شرح آن آيات و روايات است. از همين روست كه محققان بزرگ شيعه همچون سيد حيدر آملى، ملاصدراى شيرازى، علامه بحرالعلوم، آقا سيد على قاضى طباطبايى، امام خمينى، علامه طباطبايى و ده‌ها انديشمند بزرگ ديگر به ديده تعظيم به آن نگريستند. امام راحل، كه خود حكيم و عارف بلندپايه‌اى است و حواشى و تعليقات او بر محققانه‌ترين كتب عرفانى چشم و دل و ذهن پويندگان راه حقيقت را به خود متوجه مى‌سازد، در سنين جوانى كتاب گران‌سنگى به سبك عرفاى محقق با عنوان مصباح الهداية الى الخلافة و الولاية نگاشته است.

ليكن همچنان كه در كلام و فلسفه و حتى خود دين, انحراف و بدعت واقع مى‌شود و از همين روى، بر عالمان هر عصرى مبارزه با آن آفات و پاك‌سازى آنها لازم است، در وادى عرفان نيز در گذر تاريخ ـ و بلكه به دليل برخى خصوصيات عرفان، بيش از ديگر رشته‌ها ـ انحراف‌ها و بدعت‌هايى روى داده و مى‌دهد كه گاه بسيار خطرناك و كوركننده است. به همين سبب، وقتى در تاريخ عرفان اسلامى مى‌نگريم، مشاهده مى‌کنيم که عارفان محقق و سالكان و واصلان حقيقت، همواره با عارف‌نمايان و دغل‌بازان دروغين، كه خود را پشت سبيل و خرقه و خانقاه و مشتى اصطلاح پنهان ساخته‌اند، مبارزه كرده و تا آنجا كه توانسته‌اند در تفكيك عرفان حقيقى ـ چه در بعد معرفت و چه در بعد عمل ‌ـ از عرفان دروغين و ادعايى كوشيده‌اند. اگر چند صفحه نخستِ كتاب اللمع را، كه قديمى‌ترين متن معتبر عرفانى است، مطالعه كنيم و يا به آثار غزالى و عين القضاة همدانى و ديگر عارفان نظر افكنيم و ميزان‌هايى را كه تقريباً از سوى همه عرفاى بزرگ در تشخيص حق و باطل در مسائل عرفانى ارائه شده است، در نظرآوريم يا آثار صدرالمتألهين شيرازى را مرور كنيم و به‌ويژه، چند صفحه آغازين اثر زيباى او را، با عنوان كسر اصنام الجاهليهكانون مداقّه قرار دهيم، به روشنى با اين تلاش و مبارزه مقدس روبه‌رو خواهيم شد.

سخن ملاعبدالرزاق كاشانى ـ كه شريعت و طريقت را نه‌تنها مقدمه وصول به حقيقت، بلكه حافظ آن مى‌شمارد و ترك احكام دين را منشأ گمراهى و حتى الحاد و كفر مى‌داند كجا ـ و سخن مدعيان دروغين عرفان كه دست‌يابى به حقيقت را بى‌نيازى از شريعت مى‌شمارند! كجا؟! معارف عميق و بلند اصحاب معرفت كجا و هرزه‌گويى‌ها و اباطيل جاهلان صوفيه كجا؟! تقيد تمام‌وكمال عارفان وارسته كجا، و بى‌بند و بارى و تساهل احمقانه تن‌آسايان و هوس‌بازان منافق كجا؟! تبلور امروزين تفكر صوفى‌نمايان، همان سخن روشن‌فكرنماهاى عارف مآب است كه عرفان بدون فقه را ترويج مى‌كنند.

از منظر عارفان حقيقى، دين به طور اعم، و اسلام به طور اخص, همه آنچه را مى‌بايست يافت و گفت و همه آنچه را بشر به همه مراتبش مى‌تواند بيابد، بر وجهى كامل ابراز داشته است. از اين روى، مهم‌ترين ميزان در عرفان اسلامى, شريعت است و اساساً‌به دليل عدم رعايت اين ميزان و ديگر ميزان‌ها و ملاك‌هاى قويم عرفانى، ‌انحراف‌هاى گسترده‌اى رخ داده است. از اين روى, يكى از هدف‌هاى اين نشريه, تقويت بُعد اصيل عرفانى و جداسازى آن از پيرايه‌هاى پيرامونى و وصله‌هاى ناهم‌ ساز است.

... اما بيدار بايد بود كه در پشت صحنه مبارزه با كج‌فهمى‌ها و كج‌روى‌ها، همه معارف عميق اهل معرفت يك‌سر به باد انتقاد گرفته نشود و با تمسك به اشتراك لفظى‌هاى موجود، تمام سرمايه عظيم عرفانيِ برآمده از متن شريعت مورد هجوم قرار نگيرد. اگر اين مسير ـ كه نشانه‌هاى آن در حوزه‌هاى علميه روز به روز واضح‌تر مى‌شود ـ ادامه يابد، بيم آن مى‌رود که تلاش‌هاى طاقت‌فرسا و مجاهدت‌هاى امام راحل که مايه شكوفايى عقلانى حوزه علميه و گسترش ابعاد عميق‌تر دين گرديد، بى‌اثر شود و در اين صورت, بايد انزواى عالمان ربانى و محققان بزرگ و تعطيلى درس‌هاى عقلى و عرفانى و تكفير‌ها و ... را انتظار کشيد، كه بالطبع بر كل جامعه و فرآيند انقلاب, تأثيرى ويرانگر و ناگوار خواهد گذاشت.

دور بودن حوزه‌هاى علميه از معارف فلسفى و عرفانى ـ معارفى كه در پرتو تعليمات شريعت و هدايت‌هاى اهل بيت (ع)، در سطوح عالى‌اى چون حكمت متعاليه متبلور شده است‌ ـ موجب مى‌شود تا مبانى مستحكم قرآنى و روايى، بر معانى سخيفى حمل شود كه در باب معارف, حتى معارف كلامى, جزو ضعيف‌ترين نظريه‌هاست. طرد بسيارى از روايات، به جرم آنكه به فهم عده‌اى نمى‌آيد, چه خسارت جبران ناپذيرى است، و حمل همه مفاهيم دينى بر فهم عوامانه، چه گناه نابخشودنى و چه ستم روشنى به دين خواهد بود.

در پايان بايد به ياد آورد، آنچه موجب گرايش به برخى گروه‌ها و فرقه‌هاى منحرف يا روشن‌فكرنماهاى عارف‌مآب مى‌شود، احساس نياز معنوى جامعه به معارف توحيدى و عرفا نى است. اگر اين نياز را درست برآورده نکنيم و با تقويت فلسفه و عرفان اصيل و ناب اسلامى ـ كه حوزه‌ها خود بايد متكفل آن باشند ـ اين خلأ را پر نسازيم، دور از انتظار نيست كه افكار نادرست و منحرف، اين شكاف‌ها را غاصبانه پر كند و جامعه را دچار آسيب‌هاى معرفتى و عملى سازد. به اميد روزى كه با شكوفايى و بسط عرفان حقيقى اسلامى، جايى براى خودنمايى و عرضه افكار انحرافى وجود نداشته باشد.

«والسلام على من اتبع الهدي»


پى‌نوشت‌ها

1.ر.ک: بحارالانوار، ج 91، ص 99، باب 32،‌ادعية المناجاة (مناجات شعبانيه، منقول از اميرمؤمنان (ع) و امامان از فرزندان ايشان)