نگاهى به «دائرة المعارف قرآن كريم»/ على خراساني

  • user warning: Table 'maarefeaqli.nashriyat.ir.nodewords' doesn't exist in engine query: SELECT * FROM nodewords WHERE type = 5 AND id = 375 in D:\WebSites\nashriyat.ir\sites\all\modules\nodewords\nodewords.module on line 945.
  • user warning: Table 'maarefeaqli.nashriyat.ir.nodewords' doesn't exist in engine query: SELECT * FROM nodewords WHERE type = 5 AND id = 368 in D:\WebSites\nashriyat.ir\sites\all\modules\nodewords\nodewords.module on line 945.

 

نگاهى به دائرة المعارف قرآن كريم

على خراساني

چكيده

طرح تدوين دائرة‌المعارف قرآن كريم، به همت «مركز فرهنگ و معارف قرآن» وابسته به دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، در سال 1375 مطرح و از سال 1376 مقدمات تدوين آن فراهم گشت.

نوشتار حاضر، ابتدا به تعريف و پيشينه دائرة‌المعارف نويسى مى‌پردازد و ضمن معرفى دائرة‌المعارف‌هاى قرآنى، آنها را مورد نقد و بررسى اجمالى قرار مى‌دهد. سپس اهداف، امتيازها و قلمرو موضوعى دائرة‌المعارف قرآن كريم را برمى‌شمارد. همچنين با معرفى پيكره دائرة المعارف قرآن كريم كه مجموعه اجزاى صورى و محتوايى را شامل مى‌شود، به بيان اجزاى مقالات ـ يعنى مدخل، شناسه، بدنه، منابع و امضا ـ مى‌پردازد. در پايان با ترسيم نمودار، مراحل تدوين و گردش كار مقالات و همچنين ساختار سازمانى و تشكيلاتى دائرة‌المعارف قرآن كريم و شيوه نامه مخصوص آن تشريح شده است.

كليد واژه‌ها:

دائرة المعارف، دائرة المعارف نويسى، قرآن كريم، فرهنگ نامه، مدخل، شناسه.

بسم‌الله الرحمن ‌الرحيم

بى گفت‌وگو، قرآن كريم، اقيانوسى بيکران است كه دستيابى به ژرفاى معانى و بطون معارفش براى غواصان معرفت پژوه، به طور كامل ميسر نيست، و به راستى، مصداق سخن امير كلام است كه فرمود: بحراً لايدرك قعره. با اين حال، همه ما دعوت شده‌ايم تا بر كرانه اين اقيانوس به جست‌وجو پردازيم و از زلال آن نَمى برگيريم، و آتش جهل و حيرانى را هرچند دَمى برنشانيم. از همين روست كه تبيين و تفسير معارف قرآنى، از دوران نخستين مفسران اصيل قرآن، پيامبر و امامان معصوم(ع) تا اين روزگار، دامن گسترده و هم چنان بر تارك ميراث مكتوب فرهنگ ما مى‌درخشد. از آنجا كه يافتن بخشى از گوهرهاى ناب قرآنى، به فراخور حال و توان هر عصر و نسل، رزق گران بهاى انسان در همه روزگاران است، فرزانگان دوران ما نيز در تكاپويند تا از اقبال هميشگى قرآن پژوهى طَرفى بربندند و در اين زمره، فخرى نصيب خويش و حَظى از آنِ معرفت نوشان اين عصر كنند.

تدوين دائرة‌المعارف قرآن كريم كه «مركز فرهنگ و معارف قرآن دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم» بدان همت گماشته، گامى در اين مسير است كه با عزمى سترگ آغاز شده و با استعانت از نور قدوسى قرآن شريف، اميد است زودازود به منزل مقصود راه بَرَد. طرح تهيه دائرة‌المعارف بزرگ قرآن كريم نخستين بار در سال 1375 در مركز فرهنگ و معارف قرآن مطرح شد و از سال 1376 مقدمات تدوين آن فراهم آمد.

براى آشنايى بيشتر با اين دائرة‌المعارف، مباحثى در چند فصل تقديم مى‌شود:

1. تعريف و پيشينه دائرة‌المعارف نويسي

دائرة‌المعارف، كتاب مرجعى خودبسنده با دو هدف اصلى است: دربرگيرى دانش روزآمد درباره رشته خاص علمى يا گروهى از رشته‌ها، و آسان كردن دستيابى به رشته‌هاى علوم. اصطلاح دائرة‌المعارف را نخستين بار «پطرس بستاني» در حدود 1876 ميلادى به زبان عربى و حوزه فرهنگى اسلامى وارد كرد. دائرة‌المعارف‌نويسى در جهان، پيشينه‌اى ديرينه دارد. گويا چينيان، نخستين ملتى بوده‌اند كه در انديشه تأليف دائرة‌المعارف بر آمدند و پانزده سده پيش از ميلاد، مجموعه‌هايى پرحجم و جُنگ‌گونه نوشتند كه برخى از آنها هنوز برجاست. تحول دائرة‌المعارف‌نويسى در اروپا با آثار فرانسيس بيكن (1561 ـ 1626 م) آغاز شد كه بر پايه رده‌بندى تازه‌اى از علوم بشرى نگارش يافت. در سده هفدهم، روش تنظيم مطالب دائرة‌المعارف از موضوعى و رشته‌اى، به الفبايى تبديل شد. از نخستين دائرة‌المعارف‌هاى الفبايى در اروپا، فرهنگ بزرگ تاريخى لوئى مورى بود كه در 1674 ميلادى انتشار يافت؛ اما آنچه در تكامل دائرة‌المعارف‌هاى الفبايى تأثيرى بسزا داشت و برخى آن را سرآغاز دائرة‌المعارف‌نويسى نوين شمرده اند، دائرة‌المعارف چمبرز به زبان انگليسى بود كه در 1728 ميلادى منتشر شد.

امروزه تدوين مقالات دائرة‌ المعارف‌ها به طور معمول به ترتيب الفباى نام مدخل‌هاست؛ ولى همواره چنين نبوده و از رواج اين شيوه، سه سده بيش نمى‌گذرد. در گذشته، در بسيارى از دائرة‌ المعارف‌ها، موضوعات مهم تر در آغاز مى‌آمد؛ محض نمونه بسيارى از دائرة‌ المعارف‌هاى اروپا در سده‌هاى ميانه با عناوين مربوط به الاهيات آغاز مى‌شدند. عيون الاخبار ابن قتيبه نيز كه از كهن‌ترين دائرة‌ المعارف‌هاى عربى به شمار مى‌رود، با «كتاب السلطان» و «كتاب الحرب» آغاز مى‌شود و به «كتاب الطّعام» و «كتاب النساء» پايان مى‌پذيرد.

اسلام كه پيشتاز همه مكاتب و اديان در عرصه‌هاى پرفروغ حيات فردى و اجتماعى است، در ميدان علم و معرفت نيز همواره پرچمدار بوده است. در عرصه دائرة‌المعارف‌نويسى نيز بايد مسلمانان را به حق، پيشتازان و پرچمداران بى ادعا و سخت‌كوش دانست. پيامبر گراميˆفرموده است: العلم أكثر من أن يُحصى فَخُذْ مِنْ كلِّ شيءٍ أ‌َحسنَه؛ (مجلسى، بحارالانوار،1/ 319، ح50) «دانش گستره تر از آن است كه در شمار آيد؛ پس از هر موضوع، خوب ترين آن را برگير». همين سخن، به تنهايى مى‌توانسته رهنمودى ثمربخش براى فراهم سازى مجموعه‌هاى علمى دائرة‌المعارف‌گونه باشد. امامان معصوم ما پيشگامان تدوين نخستين دائرة‌ المعارف‌هاى ناب و اصيل بوده اند. اميرمؤمنان(ع) گذشته از نخستين كتاب علوم قرآن،1 دو اثر جامع معارف داشته است: الجامعة لأميرالمؤمنين كه شامل همه علوم عهد رسول خدا بوده است، و جفر (قطعه پوست گاو) (بصائر الدرجات، ص 173) كه علوم نبوى و مسائلى چون حلال و حرام و احكام و اصول و ديگر نيازمندى‌هاى دينى و دنيايى مسلمانان را در بر مى‌گرفته است. امامان ديگر و اصحاب و شاگردانشان نيز در اين زمينه، كتاب‌ها و مجموعه‌هايى تأليف كرده اند و به پيروى از ايشان، در زمان‌هاى بعد، اين نهضت استمرار يافته است.

در سده‌هاى نخستينِ اسلامى، پس از آغازين ترجمه‌هاى متون خارجى به عربى، ضرورت طبقه بندى و تنظيم معارف جديد احساس، و همين، سبب پديد آمدن انواع تأليفات دائرة‌المعارف‌گونه، مشتمل بر مسائل و مباحث علوم و فنون گوناگون شد. عيون الاخبار ابن قتيبه (213 ـ 270ق) و الحيوان جاحظ (163 ـ 255ق) را از نخستين مجموعه‌هاى دائرة‌ المعارفى جهان اسلام شمرده اند. نياز به مجموعه‌هاى دائرة‌ المعارفى در ميان مسلمانان، از آن ناشى بوده كه گستردگى دامنه دانش‌هاى دينى، مراجعه به كتاب‌هاى گوناگون را ناممكن مى‌ساخته و دانشوران را به اين سمت و سو سوق مى‌داده است كه فشرده آن علوم را در جايى گرد آورند تا هر كس هنگام نياز بتواند به جاى مراجعه به ده‌ها و صدها منبع، از يكى دو مجلد بهره گيرد و همان بهره علمى را نيز ببرد. تدوين مجموعه‌هايى چون رسائل اخوان الصفا، احصاء العلوم فارابى، مفاتيح العلوم خوارزمى، جامع العلوم فخر رازى، مفتاح العلوم سكّاكى، و نفائس الفنون آملى از همين روى بوده است. حتى كتاب‌هايى چون شفاى بوعلى سينا، اسفار ملاصدرا، و بحارالانوار علامه مجلسى همين بهره و كاربرد را داشته و دارند.

نخستين دائرة‌المعارف‌هاى فارسى در آغاز سده پنجم قمرى تأليف شد. اين آثار با نظاير عربى خود، قدرى تفاوت داشت. ارزش دائرة‌المعارف‌هاى عربى بيشتر در شيوه گردآورى مطالب بود؛ زيرا در آنها كوشش مى‌شد تا نمونه‌هايى به نسبت جامع، از طبقه بندى علوم به دست داده شود؛ اما هدف اصلى دائرة‌ المعارف‌هاى فارسى، تلخيص متون عربى و تبديل آنها به آثار همه‌فهم براى فارسى‌زبانان بود.

دائرة‌المعارف‌نويسى فارسى به شيوه نو در ايران، با نامه دانشوران در 1294 قمرى آغاز شد. پس از آن، چندين مجموعه دائرة‌ المعارفى جلوه كرده اند كه برخى از آنها بدين قرارند: دائرة‌ المعارف، اثر ميرزا عبدالحسين خان سپهر (م. 1351 ق)، دائرة‌المعارف اسلامى، اثر محمدعلى خليلى (جلد اول، 1318 ق)، دائرة‌المعارف الاسلاميه از عبدالعزيز جواهر كلام (جلدهاى اول و دوم، 1372ق)، قاموس المعارف شيخ محمدعلى خيابانى تبريزى (م. 1373 ق)، لغت نامه فارسى از دهخدا، دائرة‌المعارف فارسي به سرپرستى دكتر غلامحسين مصاحب، دانش‌نامه ايران و اسلام، دانش‌نامه مصور (جلد اول، 1386 ش)، دايرة‌المعارف تشيع (از 1361ش)، دائرة‌المعارف بزرگ اسلامي (از 1362 ش) و دانش‌نامه جهان اسلام. (از 1362 ش)

دائرة‌ المعارف‌هايى كه در مغرب زمين درباره اسلام و موضوعات اسلامى تأليف شده و مى‌شوند، بى شك از ديدگاه غربيان درباره اسلام و فرهنگ اسلامى تاثير پذيرفته اند و اثرگذارى اين ديدگاه بر گزينش مدخل‌ها و چگونگى مقالات انكارناپذير است. از اين گذشته، بيگانه هرگز مانند خودى براى انتقال فرهنگ اصيل اسلامى دل نمى‌سوزاند و همت نمى‌ورزد، البته نبايد ناديده گرفت كه ويژگى بارز دائرة‌ المعارف، يعنى علمى بودن و پرهيز از ارزش داورى، سبب شده كه برخى دانشوران، به تدوين دائرة‌المعارف در باب موضوع‌هاى مقدس و مذهبى رغبت نشان ندهند. به پندار اين گروه، هر گونه ورود به قلمرو اين گونه موضوع‌ها بايد با نگاه درون مذهبى صورت پذيرد، و چنين نگاهى، مستلزم داورى است. براى سازگار ساختن اين دو نگرش بايد راهى ميانه برگزيد؛ به گونه‌اى كه هم علمى بودنِ بى‌طرفانه، و هم غيرت و حميّت دينى حفظ شود. از قضا، اگر كار تدوين مقالات دائرة‌ المعارفى به درستى و استوارى صورت پذيرد، همين راه ميانه پيموده مى‌شود؛ يعنى اگر مقاله، بر اطلاعات دسته اول و سالم مبتنى، و نيز با تحليل‌هاى علمى و غير متعصبانه آميخته باشد، خود به خود حقيقت را متجلى مى‌سازد و لازم نمى‌آيد كه با عبارت‌هاى غيرعلمى و متعصبانه درآميزد تا از حقيقت دفاع كند. راست گفته اند كه خوب‌ترين راه دفاع از عقيده، دورى از غرض‌ورزى و بيان عين حقيقت است. اگر نويسنده مقاله دائرة‌ المعارفى از اين شيوه بهره گيرد، چنانچه ناگزير باشد گاهى ديدگاه‌هاى نادرست را نيز نقل كند، به طور قطع، به نقد عالمانه آنها مى‌پردازد تا هيچ مخاطبى دچار كج انديشى نشود، و بديهى است كه نقد منصفانه و عالمانه، هرگز با علمى بودن منافات ندارد.

از ديگر سوى، انديشه تدوين دائرة‌ المعارف‌هاى اختصاصى ديرگاهى نيست كه ذهن دانشوران ما را به خود مشغول داشته است. تنوع و گستردگى مطالب در باب يك موضوع، گاه اقتضا مى‌كند كه دائرة‌ المعارفى در چندين مجلد به آن اختصاص يابد. در اين ميان، هر قدر سترگى و اهميت موضوع افزون‌تر باشد، لزوم تدوين دائرة‌ المعارفى اختصاصى در آن موضوع، بايسته‌تر است. روشن است كه قرآن كريم و مباحث مربوط به آن، از مصداق‌هاى بارز چنين موضوعاتى به شمار مى‌آيند.

2. پيشينه تدوين دائرة‌المعارف (گونه)هاى قرآني

پيشينه تدوين نخستين دائرة‌المعارف قرآنى را بايد در سيره مبارك امير مؤمنان(ع) جُست. آن بزرگوار، رساله‌اى درباره انواع علوم قرآنى و توضيحى درباره آيات قرآن كريم داشته كه به نام ما ورد عن امير المؤمنين فى أصناف آيات القرآن و انواعها و تفسير بعض آياتها، خوانده شده است. اين، نخستين كتابى بوده كه در باب علوم قرآنى تدوين شده و چنان كه در روايات آمده، مطالب آن را پيامبر گراميˆ بر حضرت علي(ع) املا فرموده است. مطالبى از اين كتاب را ابوعبدالله محمد نعمانى در تفسير خويش از طريق ابن‌عقده و او به سند پيوسته از امام صادق(ع) نقل كرده كه در جلد نود بحار الانوار (ص 1 ـ 97) آورده شده است.

براى دريافت اهميت تدوين دائرة‌ المعارفى امروزين و برخوردار از ويژگى‌هاى فنى كه وجهه همت بانيان اين حركت است، شايسته است كه پيشينه نگارش دائرة‌ المعارف‌هاى قرآنى در روزگار ما، به اختصار بررسى شود.

پيش از ارائه فهرستى در اين باب، بايد از اين نكته ياد كرد كه در فهرست حاضر، برخى از آثار، نام دائرة‌المعارف را بر جبين دارند، اما هيچ نشانى از ويژگى‌ها و مختصات فنى دائرة‌المعارف در آنها به چشم نمى‌خورد. با نگاهى گذرا، اين آثار را مى‌توان به سه دسته تقسيم كرد:

ـ مجموعه مقالات درباره مفاهيم و موضوعات قرآني؛
ـ قاموس‌ها، فرهنگ‌ها و واژه نامه‌هاى قرآني؛
ـ مجموعه گفتارهاى مربوط به قرآن و مطالعات قرآني.

در عمده اين آثار، نظام الفبايى به كار رفته و عناوين و موضوعات، گونه مدخل به خود گرفته اند؛ اما شيوه تنظيم مقاله دائرة‌ المعارفى در آنها اتخاذ نشده است، و اين جاى شگفتى نيست؛ زيرا تدوين دائرة‌ المعارف، از يك يا دو سه تن بر نمى‌آيد. اكنون، 32 اثر را كه در رده كتاب‌هاى شبه‌دائرة‌ المعارفى و در يكى از سه دسته مزبور جاى مى‌گيرند، به ترتيب الفبا معرفى مى‌كنيم، و از هر يك، به ايجاز و در حد شناساندن اجمالى، ويژگى‌هايى را مى‌شماريم:

1. از مفاهيم قرآن: مصطفى اسرار، محيا، تهران، 1375 ش. (فارسى، رقعى، 256 ص) اين كتاب مجموعه‌اى است از 148 مقاله كوتاه در توضيح مفاهيم كليدى قرآن، به شيوه الفبايي.

2. اعلام القرآن: عبدالحسين الشبسترى، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، قم: 1379 ش.(عربى، وزيرى، 1128 ص) اين كتاب شامل مقالاتى است در معرفى اعلام مصرّح و غير مصرّح قرآن با توضيحات كامل در اسباب نزول.

3. اعلام قرآن: محمد خزائلى، چ پنجم، اميركبير، تهران، 1378 ش. (فارسى، وزيرى، 805 ص) اين اثر مجموعه 114 مقاله بلند است در معرفى اعلام قرآن با ذكر مآخذ در انتهاى هر گفتار.

4. تبيين اللغات لتبيان الآيات، يا فرهنگ لغات قرآن: محمد قريب، بنياد، تهران، 1366 ش. (فارسى، 2 ج؛ ج اول: وزيرى، 723 ص؛ ج دوم: وزيرى، 780 ص) اين كتاب توضيح واژگان قرآن است با نظام الفبايى ـ ريشه‌اي.

5. التحقيق فى كلمات القرآن الكريم: حسن مصطفوى، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، تهران، 1374 و 1375 ش. (فارسى، 14 ج، در 13 مجلد، وزيرى) اين كتاب قاموسى تحقيقى و عميق است با هدف دستيابى به معانى حقيقى كلمات قرآن و كاربردهاى گونه گون هر يك. تنظيم كتاب بر شيوه الفبايى ـ ريشه‌اى مبتنى است.

6. دائرة‌ الفرائد در فرهنگ قرآن: محمدباقر محقق، چ دوم، بعثت، تهران، 1364 تا 1377 ش. (فارسى، 6 ج، وزيرى) اين اثر مجموعه‌اى است از مقالات كاملاً تحقيقى در ذيل هر مدخل كه در بر دارنده جنبه‌هاى گوناگون فقهى، ادبى، كلامى و... نيز هست. كتاب به روش الفبايى ـ ريشه‌اى سامان يافته و ممكن است به 25 جلد برسد. جلد ششم تا حرف «حاء» پيش رفته است.

7. دائرة‌المعارف قرآن: جان دامِن مك اوليف، ليدن هلند، 2001 م. (انگليسى، 558 ص) اين كتاب مشتمل بر موضوعات و اعلام قرآن، و نيز در بر دارنده برخى پژوهش‌هاى مربوط به قرآن است. جلد نخست اين اثر از حرف A آغاز و تا حرف D ادامه يافته است.

8. دائرة‌المعارف قرآن: جلال الدين سيوطى، ترجمه محمدجعفر اسلامى، بنياد علوم اسلامى، تهران، 1362 ش. (فارسى، 2 ج، وزيرى) كتاب مشتمل است بر هشتاد نوع از علوم مرتبط با قرآن. اين اثر، ترجمه كتاب الاتقان فى علوم القرآن است كه مى‌توان آن را مجموعه‌اى موضوعى تلقى كرد، نه دائرة‌ المعارف.

9. دائرة‌المعارف قرآن شناسي: على حاجيوند، دانيال، تبريز، 1378 ش. (فارسى، وزيرى، 245 ص) كتاب شامل نُه فصل و دربردارنده مجموعه اطلاعات موضوعى درباره قرآن است. بر اين اثر نمى‌توان عنوان دائرة‌المعارف را اطلاق كرد.

10. دائرة‌المعارف قرآن كريم: گردآمده حسن سعيد، كتابخانه چهل ستون مسجد جامع تهران، تهران، 1406 تا 1411 ق. (فارسى، 10 ج، وزيرى) كتاب حاوى مقالات و خطابه‌هاى پراكنده از افراد گوناگون است در موضوعات مربوط به قرآن. در گزينش نام دائرة‌المعارف براى اين مجموعه، شايد تسامحى صورت پذيرفته باشد.

11. دانش نامه قرآن و قرآن پژوهي: بهاءالدين خرمشاهى، دوستان (ناهيد)، تهران، 1377 ش. (فارسى، 2 ج، وزيرى، 2382 ص) اين اثر، شامل مقالاتى در 19 محور چون اعلام، احكام، سُوَر، اصطلاحات ادبى، علوم قرآن، كلمات كليدى، قرآن پژوهى، و نهادهاى قرآنى و نيز در بردارنده نزديك به هزار زندگى نامه خودنوشت يا ديگرنوشت از قرآن پژوهان قديم و جديد است. 3600 مقاله در اين «مرجع زودياب» (quick reference) به نظام الفبايى غير ريشه‌اى گنجانده شده است.

12. در پيرامون فرهنگ قرآن: سيد جعفر موسوى، پروا، تهران، 1378 ش. (فارسى، ج اول: وزيرى، 452ص) كتاب مشتمل است بر شرح واژگان قرآن به صورت گسترده، با نظام الفبايى و در سطح متوسط. اين جلد، شامل واژه‌هاى آغاز شده با حرف‌هاى همزه و باء است و ممكن است سرانجام دو هزار واژه را در بر گيرد.

13. رجال و نساء أنزل اللّه فيهم قرآنًا: عبدالرحمن عميره، دارالجيل، بيروت، 1990 م. (عربى، 12 ج در 3 مجلد، وزيرى) اين كتاب شامل مقالاتى است بر نظام الفبايى درباره كسانى كه آيات قرآن در شأن ايشان نازل شده است. جلد نهم اين اثر به زنان اختصاص يافته است.

14. شرح و تفسير لغات قرآن بر اساس تفسير نمونه: جعفر شريعتمدارى، بنياد پژوهش‌هاى اسلامى آستان قدس رضوى، مشهد، 1372 ش. (فارسى، 4 ج، وزيرى) كتاب حاوى توضيح درباره حدود ده هزار واژه قرآنى با استفاده از تفسير نمونه، و گاه كتاب‌هاى تفسيرى و لغوى ديگر، بر نظام الفبايى ـ ريشه‌اى است.

15. عمدة الحفّاظ فى تفسير اشرف الالفاظ: احمد بن يوسف حلبى، عالم الكتب، بيروت، 1993 م. (عربى، 4 ج، وزيرى) كتاب مشتمل است بر توضيح واژگان قرآن در سطح تحقيقى و بر نظام الفبايى ـ ريشه‌اي.

16. فرهنگ اصطلاحات قرآني: محمد يوسف حريرى، هجرت، قم، 1378 ش. (فارسى، وزيرى، 357ص) كتاب شامل توضيح اصطلاحات خاصّ قرآنى بر نظام الفبايى و در سطح متوسط است.

17. فرهنگ قرآن: اكبر هاشمى رفسنجانى و محقّقان مركز فرهنگ و معارف قرآن، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، 1379 ش. (فارسى، ج اول: رحلى، 420 ص) كتاب شامل كليدواژه‌هاى قرآنى به شكل طبقه‌بندى شده و با نظام الفبايى، در حوزه‌هاى گوناگونِ مفهومى و موضوعى و اَعلام قرآنى است. ساختار اطلاع رسانى در اين مجموعه بر پايه بر آوردنِ فرع از اصل است، كه «ساختار درختي» نام دارد؛ يعنى ذيل عنوان‌هاى عام و كلى، نخست به مباحث كلى بسنده شده، آن گاه مسائل جزئى و تفريعى به ترتيب الفبا در پى آمده است. اين اثر، اطلاعات قرآنى را سازگار با زبان و فرهنگ روز، دسته بندى و تفكيك كرده و كوشيده است تا همه آنچه را ممكن است از قرآن استفاده شود، كشف و آشكار كند. نظام مدخل‌دهى در اين مجموعه به گونه‌اى است كه مى‌توان آن را شاكله دائرة‌المعارف تخصصى قرآن كريم دانست. جلد نخست اين اثر، از «آب» تا «آيندگان» را در بر مى‌گيرد. يادآورى مى‌شود كه در برداشت و نتيجه‌گيرى از آيات در مقالات دائرة‌ المعارف، از اين اثر استفاده فراوانى شده است.

18. فرهنگ قرآن: محمدباقر شريعت سنگلجى، دانشگاه آذرآبادگان، تبريز، 1353 ش. (فارسى، ج‌اول: وزيرى، 311 ص) كتاب شامل مقالات تحقيقى در باب لغات، اعلام تاريخى و جغرافيايى و اصطلاحات خاص قرآنى است با ذكر برداشت‌ها و تأويلات مذاهب و فرقه‌هاى اسلامي. مقرّر بوده كه اين اثر در چهار جلد و هر جلد حدود سيصد صفحه باشد. جلد نخست، شامل حرف همزه است.

19. فرهنگ نامه قرآني: گروه فرهنگ و ادب بنياد پژوهش‌هاى اسلامى آستان قدس رضوى، مشهد، 1372 تا 1376 ش. (فارسى، 5 ج، وزيرى) كتاب شامل برابرهاى فارسى واژگان قرآن است بر اساس 142 نسخه خطى كهن موجود در كتاب خانه آستان قدس رضوى ـ على مُشَرِّفِها سلام الله و تحيّاته‌ـ بر مبناى الفبايى و در سطحى كاملا تحقيقى و ممتاز.

20. قاموس القرآن الكريم (المدخل): مؤسسة الكويت للتّقدّم العلمى، كويت، 1992 م. (عربى، رحلى، 260 ص) كتاب مشتمل است بر هفت فصل، حاوى مباحث كلى قرآنى چون اعجاز قرآن، طرق استنباط احكام، و تفسير. اين اثر كه حاصل كارى گروهى است، در نوع خود، از دانش نامه‌هاى موضوعى قابل توجه به شمار مى‌رود.

21. قاموس القرآن الكريم (معجم النّبات): مؤسسة الكويت للتّقدّم العلمى، كويت، 1992 م. (عربى، مصور، رحلى، 138 ص) كتاب شرح مصطلحات مربوط به گياهان و گياه شناسى در قرآن است. اين اثر، مجلدى ديگر از دانش نامه موضوعى پيش گفته است.

22. قاموس المفاهيم القرآنية: عبداللطيف برّى، منشورات المجمع الاسلامى الثّقافى، امريكا، 1999م. (فارسى، ج اول، وزيرى، 336 ص) كتاب شامل مباحث مقارنه‌اى و كاربردى در سطح تحقيقى در باب مفاهيم و اعلام و واژگان قرآن و با نظام الفبايى ـ ريشه‌اى است. جلد نخست، از «أب» تا «أجل» را در بر دارد.

23. قاموس قرآن: سيد على اكبر قرشى، چ سيزدهم، دارالكتب الاسلامية، تهران، 1378 ش. (فارسى، 7 ج در 3 مجلد، وزيرى) كتاب مشتمل است بر شرح واژه‌ها و اصطلاحات قرآنى كه بر نظام الفبايى ـ ‌ريشه‌اى و در سطح تحقيقى تدوين يافته است.

24. قاموس قرآني: حسن محمد موسى، مطبعة خليل ابراهيم، مصر، 1966 م. (عربى، وزيرى، 495ص) كتاب مجموعه‌اى موضوعى است در مباحث ادبى، اعلام، عقايد، احكام، و اجتماعيات قرآنى در سطحى متوسط.

25. الكشّاف الاقتصادى لآيات القرآن الكريم: محيى‌الدين عطيّة، چ دوم، الدار العالمية للكتاب الاسلامى، 1992 م. (عربى، رقعى، 598 ص) كتاب اصطلاح نامه‌اى است شامل مفاهيم اقتصادى مصرّح در قرآن يا منتزع از آن. در اين اثر، اقتصاديات با نگاهى عام ملاحظه شده است و اجتماعيات را نيز در بر مى‌گيرد. نخست، آيات مربوط، ذيل هر مدخل آمده؛ آن گاه توضيحات تفسيرى مختصرى در باب هر يك ارائه شده است. مبناى تنظيم مدخل‌ها، الفبايى است.

26. لغت نامه قرآن كريم: محمود عادل، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران، 1369 ش. (فارسى، مصوّر، ج 1: وزيري؛ 592 ص) كتاب شرح واژه‌ها و اصطلاحات قرآنى است با نظام الفبايى ـ ريشه‌اى، با استفاده كلى از معجم الفاظ القرآن الكريم (كار گروهى در مصر) و معجم الالفاظ و الاعلام القرآنية (محمد اسماعيل ابراهيم)

27. مصطلاحات قرآنيّة: صالح عضيمة، الجامعة العالمية، لندن، 1994 م. (عربى، وزيرى، 448ص) كتاب مشتمل است بر 104 مقاله در باب اصطلاحات مفهومى به كار رفته در قرآن، با نظام الفبايى و در سطح تحقيقي.

28. المعجم فى فقه لغة القرآن و سرّ بلاغته: بنياد پژوهش‌هاى اسلامى آستان قدس رضوى، مشهد، 1419 ق. (عربى، 2 ج، وزيرى) كتاب حاوى مقالات بلند، ذيل مدخل‌هاى الفاظ و مصطلحات قرآنى است در شش بخش: جدول كلمات، نصوص لغوى، نصوص تفسيرى، وجوه و نظاير، ريشه‌هاى لغوى، و كاربرد قرآني. اثر مزبور كه نتيجه كوششى گروهى است، در سطحى كاملاً تحقيقى و ممتاز و بر نظام الفبايى استوار شده است.

29. الموسوعة القرآنية: ابراهيم الابيارى، مؤسسة سجل العرب، 1405 ق. (عربى، 11 ج، وزيرى) كتاب دربردارنده چهارده باب چون زندگى پيامبر گرامى، تاريخ قرآن كريم، علوم قرآن، موضوعات قرآن، آيات مكى و مدنى، وجوه اعراب، غريب القرآن، و تفسير سوره‌ها به تفكيك است. اين اثر، دانش نامه‌اى موضوعى و تحقيقى است، اما ويژگى‌هاى فنى دائرة‌المعارف را ندارد.

30. الموسوعة القرآنية: جعفر شرف الدين، دارالتقريب بين المذاهب الاسلامية، بيروت، 1999 م. (عربى، 12 ج، وزيرى) كتاب شامل مباحث گوناگون به ترتيب سوره‌هاى قرآن كريم است، از سوره «فاتحه» تا سوره «ناس» مشتمل بر اهداف سوره، ارتباط آيات، ترتيب، اسرار، قرائات هفت‌گانه و معانى لغوى به ترتيب آيات. در اين اثر، نظم و دسته بندى مطالب كاملاً چشم‌گير است، ولى ساختار دائرة‌ المعارفى در آن مشاهده نمى‌شود.

31. موسوعة فضائل سور و آيات القرآن: محمد بن رزق بن طرهونى، چ دوم، مكتبة العلم، جدّه، 1414 ق. (عربى، 2 ج، وزيرى) كتاب شامل فضايل و جايگاه همه سوره‌ها و برخى از آيات برجسته قرآن كريم است، به تفكيك و ترتيب سوره‌ها و آيات، با سطحى كاملاً تحقيقي.

32. نثر طوبى يا دائرة‌المعارف قرآن مجيد: ابوالحسن شعرانى، كتاب فروشى اسلاميه، تهران، [بى تا] (فارسى، 2 ج در 1 مجلد، وزيرى، 604 ص) كتاب حاوى شرح لغات و مصطلحات قرآن كريم است بر نظام الفبايى ـ ريشه‌اى، و شامل توضيحات فشرده و علمي. اطلاق نام دائرة‌المعارف بر اين اثر خالى از تسامح نيست.

3. اهداف و امتيازات دائرة‌المعارف قرآن كريم

با سيرى گذرا در آثار پيش گفته، آشكار مى‌شود كه تا كنون هيچ مأخذى، به هيچ زبانى تدوين نشده كه هدف آن، ارائه اطلاعات دائرة‌ المعارفى درباره قرآن كريم به سبك و شيوه علمى و با معيارهاى امروزين تدوين دائرة‌المعارف باشد. «نظام يافتگى اطلاعاتِ پايه و اصيل در قالب مقالاتِ تنظيم شده با نثر علمي» مهم ترين دغدغه تدوين دائرة‌ المعارف‌هاى امروزين است كه در هيچ يك از آثار مزبور نمى‌توان از آن نشانى جُست؛ به اين دليل كه پديد آورندگان آن آثار، يا در پى چنين هدفى نبوده اند و فقط مى‌خواسته اند قاموس يا معجمى قرآنى پديد آورند، و يا اين هدف را دنبال مى‌كرده اند، اما سازمان و مجموعه‌اى دائرة‌ المعارفى را تدارك نديده بوده اند تا بتوانند چنين هدفى را تأمين كنند.

هدف اصلى اين دائرة‌ المعارف، ارائه اطلاعات ناب و اصيل در قلمرو موضوعات و مفاهيم قرآنى است؛ به گونه‌اى كه اهل تحقيق را در باب اين موضوعات به مثابهِ منبعى مادر و ماندگار، از منابع فرعى بى‌نياز كند. در جنب اين هدف اصلى و خاص، غرض عمومى تدوين دائرة‌المعارف حاضر اين است كه مخاطبان دانش پژوه در حد مطالعات پايه اسلامى نيز بتوانند از پژوهش‌هاى اصيل و قَويم قرآنى بهره گيرند.

براى تحقق اين اهداف بزرگ، دائرة‌المعارف قرآن كريم با ويژگى‌ها و امتيازهاى زير پديد آمده است:

1. جامع نگرى به معارف قرآنى و ارائه مقالاتى در موضوعات كلامى، حقوقى، فقهى، اعلام، تاريخى، علوم قرآنى، اديان، معارف و مفاهيم قرآني؛
2. نگاه تخصصى به همه موضوعات با حفظ صبغه قرآنى مقالات؛
3. گستردگى منابع و استفاده از همه منابع معتبر و دست اول در تفسير و علوم قرآني؛
4. انعكاس همه ديدگاه‌هاى علمى در هر موضوع و نقد و بررسى آنها با رعايت انصاف و اصل بى طرفى علمي؛
5. ارائه جديدترين دستاوردهاى علمى در هر موضوع؛
6. گستردگى مباحث مطرح شده و توجه به ابعاد مختلف و مهم‌ترين مباحث مطرح شده در هر موضوع؛
7. توجه كامل به معيارهاى علمى و امروزين دائرة‌المعارف نويسي.

گفتنى است كه بانيان اين حركت سترگ برآن اند تا دائرة‌المعارف حاضر را به زبان‌هاى علمى روز ترجمه كنند و نيز دائرة‌ المعارفى قرآنى در سطح كودكان و نوجوانان فراهم آورند.

4. قلمرو موضوعي

همه مقالات دائرة‌المعارف قرآن كريم، رويكرد و صبغه قرآنى دارند. با اين حال، به تناسب خاستگاه و قلمرو مدخل‌ها و با توجه به تعداد آنها، تا كنون شش بخش علمى كه در آينده قابل افزايش است، شكل گرفته تا به صورت تخصصى به موضوع نگاه و به زواياى تخصصى آن توجه شود. اين بخش‌ها عبارت اند از:

يك. فلسفه و كلام: در اين بخش، مدخل‌هاى كلامى مانند آخرت، احكم الحاكمين و اسما و صفات (الهى) به بحث گذاشته مى‌شود؛

دو. فقه و حقوق: از مدخل‌هاى مربوط به اين بخش مى‌توان از اجتهاد، ارتداد و اسارت نام برد؛

سه. تاريخ و اعلام: محض نمونه، مدخل‌هاى ابوطالب، اصحاب صفّه، و اُحد به اين قلمرو مربوط است؛

چهار. علوم قرآنى: مدخل‌هاى اعجاز، ادبيات قرآن، و احسن الحديث را در اين قلمرو مى‌توان نام برد؛

پنج. اديان: نمونه مدخل‌هاى اين بخش، ادريس، اسحاق و انجيل است؛

شش. معارف و مفاهيم: اين شامل اخلاق، اقتصاد، علوم سياسى، علوم طبيعى، مفاهيم عمومى و... است. مدخل‌هاى آب، احسان و استكبار، نمونه‌اى از مدخل‌هاى مربوط به اين قلمروند.

5. ويژگى‌ها

يك. براى حفظ شأن علمى و رعايت اصل بى طرفى، همه آرا و ديدگاه‌هاى مهم و مبنايى در هر موضوع و مسئله، به صورت مستند و بدون افزايش و كاهش آورده مى‌شود. براى آنكه عموم مخاطبان دائرة‌المعارف بتوانند از بحث بهره برگيرند، حاصل مواجهات علمى مزبور به صورت گزارش و تحليل بى طرفانه درج مى‌شود. بديهى است چنانچه مؤلف مقاله، رأيى خاص در موضوعى داشته باشد، در رديف همان رأى پيش گفته و به همان شيوه جلوه خواهد كرد.

دو. شيوه طرح مطالب در هر مقاله به گونه‌اى است كه به آرا و عقايد خاص مذاهب و مكاتب اسلامى احترام نهاده شود و هر گونه نقد ديدگاه‌هاى غير مشهور، با روشى منصفانه و علمى صورت پذيرد تا از هر نوع تشنج يا دامن زدن به اختلافات مذهبى پرهيز شود. همچنين در نقد و تحليل ديدگاه‌هاى دانشمندان مسلمان و غير مسلمان، كوشيده مى‌شود تا صرفاً از جنبه علمى و تحقيقى به آراى آنان نگريسته و از داورى‌هاى شخصى كه از حيطه تخصصى هر مقاله خارج است، پرهيز شود.

سه. مباحث فقهى طرح شده در اين دائرة‌ المعارف، صرفاً با رويكرد علمى و پژوهشى و با عنايت به قلمرو مقالات مربوط تنظيم مى‌شود. از اين روى، هرگز نبايد انتظار داشت كه همواره و لزوماً جنبه كاربردى اين مباحث حفظ شود و مقلدان را در عمل سودمند افتد. پس اقوال فقهى مطرح شده، لزوماً جنبه فتوايى ندارند.

چهار. در مباحث تاريخى، گاه گزارش‌هايى آمده اند كه از لحاظ ارزشى مورد تأييد نيستند، اما جنبه علمى بحث، نقل آنها را اقتضا كرده است. البته كوشيده شده تا گزارش‌هاى مرتبط با جنبه‌هاى عقيدتى و كلامى، ريزكاوى، و نكته‌هاى تنش‌زاى آنها به قدر كافى نقادى شود.

پنج. با توجه به هدف اصلى و غرض عمومى تدوين اين دائرة‌ المعارف، هر مقاله فقط به ارائه آن بخش از اطلاعات در هر موضوع مى‌پردازد كه جنبه تحقيقى داشته باشد. از اين روى، جنبه‌هاى تبليغى و ارشادى محض، به خودى خود، مورد نظر نخواهند بود؛ گر چه در عمل ممكن است چنين جنبه‌هايى نيز تأمين شوند.

شش. منابع مقالات، به كتاب‌هاى چاپ شده منحصر نيستند، و هنگام لزوم، از كتاب‌هاى خطى، مقالات، رساله‌ها و پايان نامه‌هاى حوزوى و دانشگاهى نيز بهره گرفته شده است. بنابر آن است كه منابع مقالات دائرة‌المعارف به طور كامل معتبر باشند؛ يعنى از جنبه كتاب شناسانه، از متون مرجع و اصيل و دست اول به شمار آيند. فقط در مواردى به متون درجه دوم، از جمله منابع معاصر استناد مى‌شود كه ضرورتى در ميان باشد؛ براى مثال، موضوع مورد بحث در منابع اخير، تازه و ابتكارى يا مشتمل بر ديدگاه و تحليلى نو باشد. گرچه در هر مقاله، سعى شده از عمده منابع علمى و معتبر در قلمرو آن مقاله استفاده شود، در استفاده از آثار دانشوران غير مسلمان و نيز در مراجعه به آثار مسلمانان غرض‌ورز و متعصب، نكته سنجى و درك مواضع حساس همواره مد نظر است. در ضمن بايد گفت ارجاع مطلبى به يك منبع، لزوماً بدان معنا نيست كه مطلب مزبور در همان منبع تلقى به قبول نيز شده باشد.

 هفت. همه مقالات اين دائرة‌ المعارف، رويكردى قرآنى دارند، و چنانچه مباحثى در قلمروهاى ديگر مطرح شده، صرفاً از باب ضرورت و ارتباط با آن رويكرد قرآنى است. بنابراين اگر گاهى از مباحث كلامى يا تاريخى به صورت تخصصى سخن به ميان آمده است، از آن جهت بوده كه با حفظ رويكرد قرآنى، براى شرح و گسترش تخصصى آن موضوع، از مباحث مزبور نيز بهره گرفته باشيم.

هشت. در اين دائرة‌المعارف به موضوعات علوم قرآن پرداخته مى‌شود؛ چه آنها كه مورد اشاره قرآن كريم بوده، از مفاهيم قرآنى قلمداد شوند، مانند محكم و متشابه، و نسخ، و چه موضوعاتى كه در قرآن به آنها اشاره نشده است ولى به فهم يا شناخت قرآن كمك مى‌كنند؛ مانند اسباب نزول، تاريخ قرآن، و حجيّت ظواهر آن.

نُه. چنانچه موضوعى جنبه‌هاى گوناگون داشته باشد، به اقتضاى رويكرد قرآنى حاكم بر هر مقاله، از همه آن جنبه‌ها ياد مى‌شود؛ براى مثال، در مقاله «آب» به همه جنبه‌هاى موضوع كه در دايره بحث قرآنى جاى مى‌گيرند، پرداخته مى‌شود.

ده. جز در هنگامه‌هاى ضرورى و حساس، همچون مباحث مهم كلامى، ارزيابى و نقدى درباره صحت و سُقم گزارش‌هاى مربوط به شأن نزول‌ها صورت نمى‌پذيرد؛ چرا كه به طور عام، چنين ارزيابى‌هايى در قلمرو مقالات اين دائرة‌المعارف نيستند و نقش خاص و تعيين كننده‌اى ندارند.

يازده. در نسبت دادن مطالبى به كسى، دو اصل رعايت مى‌شود: الف) صاحب مقاله اطمينان داشته باشد كه نسبتْ درست است؛ ب) ذكر مطلب مزبور و استنادش به آن فرد، در روند علمى و پژوهشى مقاله مؤثر باشد. حساسيت انگيزى و ايجاد تنش، با اهداف دائرة‌المعارف‌نويسى سازگار نيست و در نسبت دادن اقوال، به اين اصل مهم توجه شده است.

دوازده. از آنجا كه در اين دائرة‌ المعارف، آيات فراوانى آمده است، و آوردن ترجمه يكايك آنها، به ساختار مقاله دائرة‌ المعارفى آسيب مى‌زند و بر حجم نوشته مى‌افزايد، به طور معمول به ترجمه‌گونه هر آيه بسنده، و برداشتى از آيه عرضه شده كه هم مُفاد آن را به خواننده انتقال دهد و هم به سير بحث كمك كند.

سيزده. به قصد پرهيز از چشم آزارى، در اعراب‌گذارى آيات و عبارات عربى، فقط علايمى را نهاده‌ايم كه در درست خوانى متن نقش كليدى داشته باشد.

چهارده. گاه برخى واژگان كه در يك مقاله به كار مى‌روند، خود نيز به طور مستقل، مدخل اصلى اند. قواعد تدوين دائرة‌المعارف اقتضا مى‌كند كه به توضيح آن واژگان پرداخته نشود يا به حد ضرورت بسنده شود و مطالب مربوط به هر يك، در مقاله مستقلِ آن بيايد. با اين حال، براى آنكه خوانندگان، اين ارتباط را دريابند و پژوهشگران، موضوع مورد نظرشان را كامل كنند، بر روى مدخل‌هاى مرتبط، ستاره‌اى نهاده شده است؛ براى مثال، در مقاله «آب»، بر روى واژگانى چون ابر، باد، باران، و كشتيرانى، ستاره‌اى قرار گرفته تا خوانندگان دريابند كه اينها، خود، مقالات مستقلى دارند؛ البته از آنجا كه پرونده مدخل‌هاى دائرة‌المعارف باز است و نيز به برخى از واژگان مدخل‌هاى مرتبط در مقاله تصريح نشده، ارائه كامل مدخل‌هايى كه به گونه‌اى به مقاله مربوط مى‌شود، ميسر نبوده است.

پانزده. هرگاه مقاله‌اى بخش‌هاى كاملاً مستقل و تخصّصى داشته باشد، مؤلفان، جداگانه مأمور نوشتن آنها مى‌شوند، و امضاى هر يك در ذيل بخش مربوط مى‌آيد. با اين حال، انسجام مجموعه مقاله با اشراف ويراستار دائرة‌المعارف حفظ مى‌شود.

6. چشم انداز

مجموع مدخل‌هاى مصوب در هيئت علمى دائرة‌المعارف سه هزار مدخل است كه 2200 مدخل اصلى و داراى مقاله، و هشتصد مدخل ارجاعى است كه در ذيل آن مقاله نگاشته نخواهد شد.

از اين سه هزار مدخل، 112 مدخل علوم قرآن و 362 مدخل اسما و صفات و 750 مدخل اعلام مصرّح و غير مصرّح، و بقيه موضوعات و مفاهيمى است كه در قرآن يا به آنها تصريح شده و يا از آيات برداشت مى‌شود. بر اساس برنامه ـ به خواست خدا ـ قرار است اين مجموعه در 25 جلد تدوين و تنظيم شود كه اميد است تا نيمه دهه 90 به پايان رسد.

تاكنون جلد نخست اين دائرة‌المعارف با بيش از هشتاد مقاله در موضوعاتى مانند: آب ، آبرو، آتش، آثار باستانى، آخرالزمان، آخرت، آدم، آزادى، آسانى، آسمان، آشتى، آمنه، آل فرعون، آيات خدا، آيات نام دار، ابرار و ابراهيم، و جلد دوم آن نيز با موضوعاتى چون: ابوطالب، اتمام حجت، اثاث، اجاره، اجرت، اجزاء، اجل، اجماع، احتضار، احرام، احزاب، احسن الحديث، احسن القصص، احصاء، احصار و صدّ احصان، احضار، احقاف، اخبات، اخلاص، ادب، ادبيات، اذان، اراده، ارتداد، ارميا، ارهاص، ازلام و اسارت چاپ و به دوستداران قرآن كريم عرضه شده است. جلد سوم نيز با موضوعاتى چون: اسباط، استبداد، استثمار، استثناء، استحباب، استحسان، استخاره، استخوان، استدراج، استراق السمع، استرجاع، استقساء، استضعاف، استعاذه، استعاره، استعانت، استغاثه، استغفار، استقامت، استقلال، استهزاء، استكبار، اسحاق، اسراء، اسرافيل، اسلام، اسماء و صفات، اسوه، اشتراك در قرآن، اشراط الساعة، اشعار و تقليد، اصحاب اخدود، اصحاب ايكه، اصحاب الجنة، اصحاب رس، و اصحاب رقيم، و جلد چهارم با مقالاتى چون: افسانه غرانيق، اقتصاد، اقرار، اكراه، اكمال دين، الواح موسي(ع)، الهام، الياس، امامت، امان، امتحان، امر به معروف، ام‌سلمه، ام الكتاب، امنيت، امية بن خلف، انابه، انار، انجيل، انسان، انشراح، انصار، انطاكيه، و انفاق به دست نشر سپرده شده است، و جلدهاى پنج و شش نيز تأليف شده و در حال ارزيابى است.

اميد است كار ترجمه اين دانش نامه به زبان‌هاى عربى و انگليسى به زودى آغاز شود؛ اما از آنجا كه از نظر ترتيب حروف الفبا تفاوت‌هايى در زبان فارسى، عربى و انگليسى وجود دارد، اين ترجمه، پس از اتمام تدوين دائرة‌المعارف عرضه خواهد شد. همچنين از ديگر برنامه‌هاى پيش بينى شده، «طرح تأليف دائرة‌المعارف كودكان و نوجوانان» است، كه با هدف ارائه اطلاعات ناب و اصيل در قلمرو موضوعات قرآنى و با ادبيات مخصوصِ اين قشر، عرضه خواهد شد.

«طرح مجموعه‌هاى موضوعي» كه از ميان مقالات دائرة‌المعارف به صورت مستقل براى مخاطبان خاص در موضوعات گوناگون قرآنى ارائه خواهد شد نيز از جمله طرح‌هايى است كه آغاز و در موضوع «اعلام القرآن» به پيشرفت‌هايى نيز نايل شده است.

«طرح تأليف تك نگارى‌هاى قرآن كريم» نيز از برنامه‌هايى است كه در نظر است همپاى تدوين دائرة‌المعارف صورت پذيرد. تك نگاشت قرآنى، رساله‌اى گسترده تر از مقاله دائرة‌ المعارفى در موضوع مربوط است كه حاصل تأملات و پژوهش‌هاى نويسنده، هيئت علمى، پرونده سازان علمى و مجموعه كوشندگان آن مقاله را در گستره‌اى وسيع تر باز مى‌تاباند، و از آنجا كه به فنون خاص دائرة‌ المعارفى محدود و مقيد نيست، وجوه آن موضوع را با مجالى گسترده تر مى‌شكافد. جز ارباب پژوهش و نگارش، عموم دانش پژوهان در حد مطالعات پايه اسلامى نيز مى‌توانند از اين تك نگاشت‌ها بهره گيرند.

پيش بينى مى‌شود تا پايان طرح دائرة‌ المعارف، ده‌ها موضوع تك نگارى قرآن كريم به ارباب علم ومعرفت عرضه شود.

پيكره دائرة‌المعارف

1. هندسه دائرة‌المعارف

پيكره دائرة‌المعارف كه از ديدى مشرفانه نگريسته و مجموعه اجزاى صورى و محتوايى را شامل مى‌شود، «هندسه دائرة‌ المعارف» عنوان مى‌گيرد. هندسه دائرة‌ المعارف، با عنايت به نقش و كاربرد هر جزء، طراحى شده است؛ به گونه‌اى كه ارتباط منطقى ميان همه اجزا حفظ شود. به اين منظور، كوشيده شده تا مقالات هم رتبه، داراى حجم يكسان يا نزديك به هم باشند؛ نوع حروف و نحوه چينش واحدهاى مقاله با رعايت دو اصل «هماهنگى صورت و محتوا» و «خوش نمايى و مخاطب پسندي» صورت پذيرد؛ زبان كل مقالات، يكنواخت و در حوزه سبك واحد و شيوه نقل قول و استناد و نيز اصول استدلال در همه مقالات، مشابه باشد.

2. اجزاى مقالات

اجزاى اصلى مقاله عبارت است از مدخل، شناسه، بدنه، منابع و امضا.

يك. مدخل

أ) تعريف: مدخل، به «عنوان» هر مقاله اطلاق مى‌شود كه معرف موضوع و قلمرو آن است. در اين دائرة‌ المعارف، مدخل با مُلحَق همراه نمى‌شود؛ يعنى توضيحات درون پرانتز (كمانك)، پس از آن نمى‌آيد و هر گونه شرح و توضيح مدخل، در شناسه درج مى‌شود.

ب) انواع مدخل: در اين دائرة‌ المعارف، انواع مدخل را بدين شرح مى‌توان يافت:

مدخل اصلى، مدخل ارجاعى، مدخل مستقيم، مدخل معكوس.

مدخل اصلى، آن است كه مقاله دائرة‌ المعارف، ذيل آن درج مى‌شود.

مدخل ارجاعى، آن است كه مقاله‌اى ذيل آن درج نمى‌شود؛ بلكه صرفاً واسطه‌اى به مدخل اصلى است.

مثالها: 1. مدخل «بردباري» كه به مدخل «حلم» ارجاع داده مى‌شود؛
2. «ابتلاء» كه به «امتحان» ارجاع داده مى‌شود؛
3. «امّ القري» كه به «مكه» ارجاع داده مى‌شود.

مدخل ارجاعى فقط به مدخل اصلى ارجاع داده مى‌شود، نه به مدخلى كه خود، ارجاعى باشد. به عبارت ديگر، ارجاع در ارجاع پذيرفته نيست.

مدخل مستقيم، آن است كه اجزايش به طور معمول و متعارف و همان شكلى كه معمولاً خوانده مى‌شوند، قرار گيرند.

مثال: غزوه اُحُد.

مدخل معكوس، آن است كه اجزايش به عكسِ ترتيب معمول و متعارف چيده مى‌شود.

مثال: اُحُد، غزوه.

علت استفاده از مدخل معكوس، شهرت و تبادر آن است. در مثال ياد شده، اگر محرز شود كه بيشتر خوانندگان به عنوان «اُحُد» براى جست‌وجوى «غزوه اُحُد» رجوع مى‌كنند، از مدخل معكوس استفاده مى‌شود.

ج) ويژگى‌هاى مدخل: در اين دائرة‌ المعارف، هر عنوانى با لحاظ ويژگى‌هاى ذيل، در شمار مدخل‌ها قرار مى‌گيرد:

1. آيينه موضوع باشد؛ به گونه‌اى كه عمده مخاطبان به محض ديدن آن، به موضوع مقاله انتقال يابند؛
2. مشهور و رايج باشد؛ به گونه‌اى كه انبوه مخاطبان، با آن ارتباطى نزديك حس كنند و در وهله نخست، آن را غريب و مهجور نيابند؛
3. از پيش، اعتبار يافته، يعنى در متون معتبر يا فرهنگ قرآنى، موجوديت آن پذيرفته شده باشد. بنابراين از انتخاب مدخل‌هاى بَرساخته و مجعول پرهيز شده است؛
4. جزئى و خاص باشد. فقط هنگامى به مدخل عام و كلى بسنده شده كه قلمرو و موضوع مقاله چنين اقتضا كند؛ يعنى عنوان جزئى و خاص نتواند از عهده شناساندن موضوع مقاله برآيد.

از اين گذشته، مهم‌ترين اصولى كه به طور خاص در گزينش و تدوين مدخل‌ها مراعات شده اند، از اين قرارند:

1. مدخل‌ها از دو حوزه اصلى برگزيده مى‌شوند: «مفاهيم موضوعات قرآني» و «اعلام قرآني»؛

2. چنانچه اصطلاح خاص قرآنى در فارسى مشهور باشد ـ حتى اگر معادل فارسى آن نيز رايج باشد ـ براى ترويج فرهنگ قرآن، اصطلاح خاص قرآنى، مدخل مى‌شود، نه معادل فارسى آن؛ مانند «مغفرت» كه مدخل اصلى است و« آمرزش» به آن ارجاع داده مى‌شود؛

3. مفاهيم و موضوعاتى كه به طور مستقيم در قرآن شريف آمده اند، لزوماً مدخل قرار مى‌گيرند. مفاهيم انتزاعى نيز چنانچه به آيه‌اى از قرآن مستند باشند، مدخل مى‌شوند؛ مانند آثار باستاني؛

4. اگر متفاهم عرفى اصطلاح قرآنى، با معناى اصلى آن متفاوت يا از آن كم گستره‌تر باشد، همان متفاهم عرفى ملاك قرار مى‌گيرد؛ براى مثال واژه «فتنه» در عرف فارسى زبانان به معناى آشوب افكنى است؛ اما در قرآن، افزون بر اين معنا، بر «امتحان» نيز دلالت دارد. در اين حال، مدخل فتنه، به همان معناى عرفى مشير است و آنچه به معناى دوم است، در مدخل امتحان بحث مى‌شود؛

5. سعى مى‌شود مدخل‌هايى كه بر انجام شدن فعل دلالت دارند، به صورت «اسم مصدر» بيايند، و همه مشتقات آمده در قرآن، ذيل آن بحث مى‌شود، جز آنكه مشتقْ معنايى ديگر را برساند؛ مانند نصرت و انصار كه هر كدام در جاى خود بحث مى‌شود؛

6. هرگاه عنوانى جامع براى چند عنوان يافت شود، همان، مدخل قرار مى‌گيرد؛ مانند اصحاب فيل. در اين صورت، افراد آن عنوان جامع، خود، جداگانه مدخل قرار نمى‌گيرند؛ مانند ابرهه؛

7. اگر مصاديق عنوان كلى، بحث قابل توجهى نداشته باشد، به عنوان كلى ارجاع مى‌شود؛ مانند سياهى، و سفيدى كه به مدخل رنگ ارجاع مى‌شود؛

8. اقسام عنوان كلى، چنانچه خود، اصطلاح باشند، جداگانه مدخل قرار مى‌گيرند؛ مانند نماز جمعه. در همين حال، عنوان كلى نيز جداگانه مدخل خواهد بود؛ مانند نماز؛

9. عناوين كلى مصرّح در قرآن، مانند انفال، و اشهر حُرُم، خود مدخل قرار گرفته، افراد آن نيز اگر مصرّح يا به آن اشاره رفته باشد، مدخل قرار مى‌گيرد؛

10. عنوان‌هايى كه به شكل عطفى مصطلح هستند، مانند «جبر و اختيار»، به همين صورت مدخل مى‌شوند و در عين حال، جزء دوم نيز جداگانه مدخل قرار گرفته، به آن ارجاع داده مى‌شود: اختيار؛ جبر و اختيار؛

11. مدخل، بر اساس قرائت مشهور قرآن برداشت مى‌شود؛

12. در مدخل، مفرد بودن، كوتاهى، و بساطت لحاظ مى‌شود؛ مگر آنكه مدخل‌هاى غير مفرد، چند كلمه‌اى، و مركب، به همين شكل، مصطلح و داراى معناى مستقل باشند؛

13. آن دسته از واژه‌ها و اصطلاحات قرآنى كه براى آنها معانى گوناگونى بر شمرده شده است، خود مدخل قرار مى‌گيرند؛ مانند منّ و سلوي؛

14. اعلامى كه در اين دائرة‌المعارف مدخل قرار مى‌گيرند، شامل اشخاص، اشيا، مكان‌ها، زمان‌ها، حوادث، و گروه‌هاى خاص هستند؛

15. هم اعلام مصرّح در قرآن مدخل قرار مى‌گيرند، مانند مكه، و هم اعلام غير مصرّح كه بر اساس روايات و كتاب‌هاى تفسير و اسباب نزول، مراد اشارات قرآن هستند؛ مانند امام علي(ع) كه آيه: وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ (بقره، 207) به او اشاره دارد؛

16. چنانچه به اسما و صفات خداوند، در قرآن شريف تصريح شده باشد، مدخل مى‌شوند؛ نظير غفور، رحيم و حليم. اسما و صفات غير مصرّح نيز اگر از افعال منسوب به خداوند در قرآن انتزاع يابند، مشروط به اينكه در بيان معصومان (ع)به آنها تصريح شده باشد، مثل آمر، يا در كتاب‌هاى كلامى از آنها بحث كرده باشند، مانند متكلّم، مدخل قرار مى‌گيرند.

گفتنى است كه مقصود از اسما و صفات در اين بخش، اصطلاحى است؛ يعنى تحقق ملاك اسم و صفت كه «واجد بودن كمال» به شمار مى‌رود، مدّ نظر است. بنابراين به هيچ وجه، قصد نام‌گذارى خداوند در كار نيست، و به اين ترتيب، طرح اسما و صفاتى از قبيل آخذ، با مبناى «توقيفيت اسماء» ناسازگار نخواهد بود.(طباطبائى، الميزان، 1/359)

مدخل‌هاى دائرة‌المعارف از جهت عناوين زيرمجموعه، به دو دسته تقسيم مى‌شود:

أ) مدخل‌هاى شامل عنوان‌هاى متعدد جزئى و قابل تفكيك و بحثِ مستقل كه در اين صورت، عنوان كلى داراى مقاله‌اى مشتمل بر مباحث ناظر به خود و چكيده‌اى از مباحث مطرح شده ذيل عناوين جزئى خواهد بود. در اين موارد، عناوين جزئى، خود به طور مستقل مدخل قرار گرفته، داراى مقاله‌اى مشروح است؛ مانند محمدˆ و مباحث معراج، هجرت، غزوات و معجزات حضرت، و مانند آشاميدنى‌ها و مدخل‌هاى آب، خمر و... ؛

ب) مدخل‌هاى داراى چند عنوان جزئى با مباحثى مختصر و به طور كامل به هم پيوسته. در اين صورت، مجموعه مباحث در مقاله، ذيل عنوان كلى مى‌آيد، و عناوين جزئى فقط به صورت مدخل در دائرة‌المعارف درج، و بدون توضيح، به عنوان كلى ارجاع داده مى‌شود؛ مانند آرنج و مسح كه به وضو ارجاع مى‌شوند. در اين موارد، مؤلف مقاله مدخل مرجع، بايد به مدخل‌هاى ارجاعى توجه داشته باشد و تا آنجا كه مى‌تواند آنها را عنوان قرار دهد.

دو. شناسه

شناسه عبارتى است كوتاه كه مقصود از مدخل را به اختصار به خواننده مى‌شناساند. اين تعريف بايد جامع باشد و محدوده بحث مقاله را روشن سازد؛ يعنى مدخل مورد بحث را از مدخل‌هاى مشابه ديگر ممتاز كند و درآمدى براى ورود به مقاله باشد. قواعد تنظيم شناسه از اين قرارند:

1. در شناسه، تا آنجا كه مقدور است فعل به كار نمى‌رود؛

2. در شناسه لازم است به معنا و جهت قرآنى مدخل اشاره شود؛ براى مثال، در شناسه آب، از آيات و نعمت‌هاى خدا و منشأ حيات، و در شناسه آهن، فلزى محكم با منافع فراوان را مى‌آوريم؛

3. در شناسه اعلام اشخاص، نام، نام پدر و دو تن از اجداد مى‌آيد؛ مگر اينكه در سلسله نسب، فرد معروفى باشد كه رساندن نسب به او موضوعيت داشته باشد. همچنين اگر آن فرد، مشخصه‌اى داشته باشد، به آن اشاره مى‌شود؛ محض نمونه در شناسه ابولهب مى‌آوريم: عبدالعزّى بن عبدالمطّلب بن هاشم بن عبدمناف، عموى پيامبر اكرم ˆو از سرسخت‌ترين دشمنان حضرت؛

4. در مواردى كه مدخل و محدوده آن به طور كامل روشن است، آوردن شناسه الزامى نيست؛ نظير آتش، آجرپزى و آشاميدنى‌ها.

سه. بدنه

أ) تعريف: بدنه، بخش اصلى و بنيادين هر مقاله است كه پس از مدخل و شناسه قرار مى‌گيرد و به طور معمول بر چند پاراگراف مشتمل است. در اين دائرة‌ المعارف، بدنه، فقط در بر دارنده مطالب مقاله است و منابع آن را در بر نمى‌گيرد؛ بلكه منابع به صورت پانوشت درج مى‌شوند.

ب) پاراگراف بندى: در پاراگراف بندى بدنه مقاله، به اين نكات توجه مى‌شود:

1. طول هر پاراگراف، با «پيام اصلي» آن متناسب است. با اين حال، سعى مى‌شود هر پاراگراف از شش جمله مستقل بيشتر نشود؛

2. جمله‌هاى هر پاراگراف فقط براى تبيين پيام اصلى و گستردن دامنه همان پيام به كار مى‌آيند. از آوردن هر گونه توضيح ديگر و شرح و بسط بيرون از دامنه آن پيام، خوددارى مى‌شود؛

3. ارتباط طولى ميان پاراگراف‌ها بر رابطه منطقى و رياضى ميان پيام‌هاى اصلى مبتنى است. هر پاراگراف در مكانى قرار مى‌گيرد كه اگر جابه جا شود، نبود حلقه‌اى در آن زنجيره منطقى به خوبى مشهود باشد.

ج. بخش‌بندي

براى ساده سازى فهم مطالب، از روش بخش بندى ـ عنوان گذارى استفاده مى‌شود. به اين منظور، چند پاراگراف كه شاخه‌اى اصلى از پيكره كل مقاله را تشكيل مى‌دهند، يك بخش را شامل مى‌شوند و تحت يك ريزعنوان جاى مى‌گيرند. ريزعنوان نيز مانند مدخل، همواره به صورت عبارت تنظيم مى‌شود و مختصر و مفيد است. در آغاز ريزعنوان‌ها، جز هنگام ضرورت، از اعداد و ارقام و حروف الفبا براى شماره بندى و تفكيك استفاده نمى‌شود.

چهار. منابع

منابع هر مقاله را به سه صورت، در سه جاى گوناگون گزارش مى‌كنيم:

1. در پايين هر صفحه، منابعى را كه از آنها نقل شده، با شماره گذارى (1، 2، 3 و...) به اين صورت مى‌آوريم: نام اختصارى منبع، شماره جلد، شماره صفحه‌هاى مورد استناد؛ مانند: مجمع، ج 2، ص 30، و در صورت استفاده از چند صفحه مى‌نويسيم: ص 30 ـ 39. براى هر مطلب، يك و حداكثر سه منبع را در پانوشت بر مى‌شماريم؛ مگر اهميت فراوانى داشته باشد؛

2. ذكر منابع در پايان هر مقاله به اين ترتيب است كه فقط به نام اثر بسنده مى‌شود، و در صورت تشابه، نام مؤلف نيز افزوده مى‌شود؛

3. ذكر منابعى كه از آنها فراوان استفاده مى‌شود، در پايان هر جلد دائرة‌المعارف به اين ترتيب است: نام منبع، نام و نام خانوادگى و سال وفات نويسنده، نام و نام خانوادگى مترجم، نام محقق، نام ناشر، مكان نشر، نوبت چاپ، تاريخ نشر.

مثال: كشف الأسرار و عدة الأبرار، ابوالفضل رشيد الدين ميبدى (م. 520 ق)، به كوشش على اصغر حكمت، اميركبير، تهران، چهارم، 1367 ش.

در تنظيم منابع، به اين نكات توجه مى‌شود:

1. ترتيب ذكر منابع بر اساس حروف الفباى ابتداى نام منابع است. اگر در ابتداى نام منبعى، حرف تعريف «ال» باشد، آن را ناديده مى‌گيريم و نخستين حرف پس از آن ملاك است؛

2. به نام مشهور نويسنده بسنده مى‌شود؛

3. از ذكر عناوين افزوده، مانند علامه، آيت الله و دكتر خوددارى مى‌شود؛ مگر در مواردى كه نام مشهورِ كسى يا جزء نام او شده باشد؛

4. ملاك، نام اصلى و كامل منبع است.

پنج. امضا

امضا عبارت است از نام و نام خانوادگى پديدآورنده مقاله كه به طور معمول، شخصى حقيقى است. در امضا، هر گونه لقب و عنوان حذف مى‌شود. امضا نه تنها به مقاله دائرة‌المعارف هويت مى‌بخشد، بلكه پاسخ‌گوى مستقيم هر مقاله را به جامعه علمى معرفى مى‌كند.

هرگاه پديدآورنده مقاله‌اى چند نفر باشند، نامشان به طور مشترك در شمار امضا كنندگان، به ترتيب الفبايى نام خانوادگى مى‌آيد. در اين حال، نام‌ها زير يكديگر چيده مى‌شوند. اگر هر يك از بخش‌هاى مقاله‌اى، پديد آمده نويسنده‌اى خاص باشد، امضاى هر نويسنده پس از بخش مربوط قرار مى‌گيرد.

اگر به هر دليلى نتوان امضاى شخص حقيقى را در پايان مقاله آورد، گروه علمى مربوط، امضا كننده مقاله خواهد بود.

امضا پس از درج منابع انتهايى يا پس از هر بخش به فراخور مورد، در سمت چپ انتهاى صفحه درج مى‌شود.

3. حجم مقالات

حجم هر مقاله متناسب با جايگاه و اهميت موضوع آن تعيين مى‌شود. اين جايگاه و اهميت، با عنايت به نوع موضوع، تعداد آيات، ميزان علمى بودن، نقش و تأثير محتواى مقاله در كل مجموعه، ميزان نياز جامعه علمى، و حضور و نقش آن موضوع در تاريخ مباحثات و پژوهش‌هاى قرآنى تبيين و ارزيابى مى‌شود. تقسيم بندى مقالات دائرة‌المعارف حاضر از حيث حجم، به اين قرار است:

ـ كوتاه: تا هزار كلمه؛
ـ متوسط: از هزار تا پنج هزار كلمه؛
ـ بلند: افزون از پنج هزار كلمه.

اصول تنظيم مقالات

1. زبان و سبك

يك. در زبان مقالات، مهم ترين اصل، رعايت «نثر معيار»، يعنى پيروى از قواعد پذيرفته شده مكتوب يا عرفى در قلمرو دستور زبان، لغت، معانى و بيان، و ساختار نوشته است. گرچه مقالات دائرة‌ المعارف، به قلم نويسندگان گوناگون پديد مى‌آيند و تفاوت‌هايى از لحاظ ويژگى‌هاى زبانى دارند، اصل مشترك رعايت «نثر معيار» در همه آنها به چشم مى‌خورد، و همين، به مجموعه كار، نوعى وحدت زبانى مى‌بخشد.

دو. در تنظيم ساختارى بدنه مقاله، مهم ترين اصل آن است كه چينش و نظم منطقى رعايت شود؛ به گونه‌اى كه تا حد امكان، يك مطلب، دوبار در مقاله‌اى نيايد. بدين سبب كوشيده مى‌شود تا ارتباط درونى مطالب، رياضى و منطقى باشد. اين ارتباط از لحاظ طولى، تابع موضوع هر مقاله است. همچنين در چينش پاراگراف‌ها سعى مى‌شود كه مطالب مستقل، درون يك پاراگراف جاى گيرند و مطالب يك پاراگراف با پاراگراف ديگر تداخل نداشته باشد.

سه. بهره گيرى از شيوه نقل قول مستقيم، مقاله دائرة‌ المعارفى را طولانى مى‌كند و سبب مى‌شود كه زبان مقاله از يك دستى و هموارى خارج شود؛ زيرا عين مطالب منقول كه به دوره‌ها و سبك‌هاى گوناگون زمانى و زبانى مربوط است، گاه با نثر معيار تناسب ندارد. بنابراين، در نقل مطالب ديگران، چكيده سخن آورده مى‌شود، نه عين الفاظ؛ مگر آنكه عين لفظ در انتقال معنا نقشى خاص و كليدى داشته باشد.

چهار. مقالات تا حد امكان استقلال دارند و كوشيده شده است تا فهم مطالب مقاله به مطالب بيرون از آن وابسته نباشد. به همين دليل، از ارجاعات برون مقاله‌اى كمتر استفاده مى‌شود.

2. آيات و روايات

يك. آيات

أ) براى حفظ جامعيت مقالات، به متن همه آياتى كه به موضوع مربوط است، پرداخته مى‌شود؛ مگر در مواردى كه آيات فراوان باشد و پرداختن به متن همه آنها براى مخاطب خسته كننده و با متن فارسى نامتناسب باشد. در اين حال، به اقتضاى تعداد آيات و موضوع، ترجمه آن، ترجمه‌گونه يا فقط نشانى آيه آورده مى‌شود.

ب) با توجه به اينكه استفاده از ترجمه‌گونه پيش از آيات، موجب ارتباط و انسجام بيشتر در بحث مى‌شود و آن را در ذهن مخاطب بهتر جاى مى‌دهد، و نيز دست مؤلف را در توضيح آيه باز مى‌گذارد، اصل آن است كه از ترجمه‌گونه پيش از آيات استفاده شود. البته در ترجمه‌گونه‌ها تا آنجا كه مقدور است بايد متن عربى آيه كه به دنبال مى‌آيد، به صورت كامل ترجمه شود.

ج) در موارد استفاده از ترجمه‌گونه، اگر فراتر از ترجمه به نكته تفسيرى يا برداشت مفسرى خاص اشاره شده، بايد مستند شود.

د) براى يكنواختى ترجمه‌ها در مقالات گوناگون، به ترتيب از ترجمه‌هاى آقايان مجتبوى، فولادوند و مكارم شيرازى يا تلفيقى از آنها استفاده مى‌شود؛ مگر در مواردى كه مؤلف، ترجمه ديگرى را ترجيح دهد.

هـ) متن آيات و ترجمه فقط يك بار به صورت كامل در مقاله مى‌آيد و در موارد بعد، به قسمتى از آيه اشاره يا فقط به ذكر نشانى بسنده مى‌شود؛ مگر در مقالات طولانى كه فاصله در استناد بسيار است.

و) در مواردى كه آيه مورد استناد، طولانى باشد، مؤلف مى‌تواند فقط متن آن بخش از آيه را كه استناد به آن روشن است، بياورد و پيش و پس از آن را با نقطه چين مشخص كند.

ز) در مواردى كه به نظر مى‌رسد ترجمه آيه براى مخاطبان روشن باشد، به ترجمه‌گونه نياز نيست.

ح) آيات، داخل گيومه قرار مى‌گيرد؛ و نام سوره، شماره سوره، و شماره آيه داخل پرانتز قرار مى‌گيرد. مانند: ذلك الكتـب (بقره/ 2، 2).

ط) اعراب‌گذارى فقط در حدى لازم است كه از غلط خواندن جلوگيرى كند.

دو. روايات

أ) به رواياتى كه در تفسير آيه وارد شده و مطلبى را فراتر از ظاهر آن طرح كرده است، پرداخته مى‌شود.

ب) به رواياتى كه در ذيل آيه نيست، ولى با آن هم جهت است و از آن رفع ابهام مى‌كند، اشاره مى‌شود.

ج) تا حد ممكن از پرداختن به متن عربى روايات پرهيز مى‌شود.

د) به روايات شأن نزول، در مدخل‌هاى اعلام پرداخته مى‌شود.

هـ) به روايات جرى و تطبيق كه در باره فضايل امامان (ع)است، پرداخته مى‌شود.

و) مباحثى كه اهميت بيشترى دارد، به روايات منابع شيعه و سنى مستند مى‌شود.

3. ارجاعات

ارجاع در مقالات به دو گونه صورت مى‌گيرد:

يك. ارجاع درون متنى: هرگاه از مطلبى به مطلبى ديگر در همان مقاله ارجاع داده مى‌شود، آن را ارجاع درون متنى مى‌گوييم. ارجاع درون متنى داخل پرانتز () قرار مى‌گيرد؛ مانند: ( ر همين مقاله، مفهوم آيه).

دو. ارجاع برون متنى: هرگاه از مطلبى در يك مقاله، به مطلبى در مقاله‌اى ديگر ارجاع داده شود، آن را ارجاع برون متنى مى‌خوانيم. اين نيز داخل پرانتز () قرار مى‌گيرد؛ هم چون: ( ر آيه). گاهى براى توجه دادن خواننده به اينكه براى تكميل تحقيق خود و استفاده كامل از مباحث به مقاله ديگر نيز رجوع كند، در پايان مقاله يا در پايان هر بخش به اين شكل ارجاع داده مى‌شود: (براى تفصيل بيشتر ر نسخ).

4. مأخذنگاري

شيوه نامه مأخذنگارى دائرة‌المعارف قرآن كريم:

يك. در پانوشت مقالات، نام مشهور منبع به اختصار ذكر شده، نام كامل در پايان مقالات و بقيه ويژگى‌ها در كتاب‌شناسى آورده مى‌شود.

دو. منابعى كه نام مؤلف آن مشهورتر است، در پانوشت فقط نام مؤلف، و در بخش منابع مقالات، نام كتاب همراه با نام مؤلف ذكر مى‌شود؛ مانند تاريخ الامم و الملوك ر تاريخ طبري؛ الجامع لاحكام القرآن ر قرطبي.

سه. در منابع لغوى، پس از شماره جلد و صفحه، مادّه لغت نيز ذكر مى‌شود؛ مانند: مفردات، ص101، «آيه».

چهار. در منابع و تفاسيرى كه دو يا سه جزء آنها در يك مجلد است، ابتدا شماره مجلد، سپس جزء و صفحه ذكر مى‌شود؛ مانند: جامع البيان و روح المعاني. مثال: جامع البيان، مج 5، ج 7، ص 200. اما تفاسيرى كه شماره مجلدهاى آن طبق جزءهاى آن است، به شماره جزء آن ارجاع داده مى‌شود؛ مانند: تفسير قرطبي و التفسير الكبير، فخر رازي.

پنج. ترتيب زمانى تأليف منابع در پانوشت‌ها رعايت مى‌شود؛ براى مثال، ابتدا جامع البيان، بعد التبيان، و سپس مجمع البيان مى‌آيد.

شش. چاپ‌هاى گوناگون منبع با يك چاپ تطبيق داده مى‌شود.

هفت. منابعى كه نام مشترك دارند، همراه نام كتاب، نام مؤلف نيز ذكر مى‌شود؛ مانند: الامالى، شيخ طوسي؛ الامالى، شيخ مفيد.

هشت. ترتيب فهرست منابع مقالات وكتاب شناسى، الفبايى، و بر اساس نام كتاب است.

نه. كتاب شناسى و مأخذنگارى دائرة‌المعارف قرآن كريم بدين شرح است: نام كتاب، نام مؤلف، نام محقق، مترجم، مصحح، نوبت نشر، محل نشر، نام ناشر، تاريخ نشر.

ده. منابعى كه محل نشر، نام ناشر و تاريخ نشر ندارند، در كتاب شناسى به صورت اختصار [بى‌جا]، [بى‌نا]، [بى‌تا] به آنها اشاره مى‌شود.

تشكيلات و گردش كار

1. ساختار سازمانى دائرة‌المعارف قرآن كريم

ساختار سازمانى دائرة‌المعارف با تأكيد بر دو اصل سرعت در عمليات و اتقان در محتوا، پس از مطالعه ساختارهاى سازمانى موجود و بر اساس جديدترين دستاوردهاى علم مديريت سازمانى به شكل خزانه‌اى (ماتريسى) تنظيم شده است. اين ساختار، تركيبى از ساختارهاى مبتنى بر وظيفه و پروژه است.

دائرة‌المعارف قرآن كريم از دو قسمت عمده بخش‌هاى علمى و بخش‌هاى پشتيبانى علمى تشكيل شده است. بخش‌هاى علمى شامل بخش فلسفه و كلام، بخش تاريخ و اعلام، بخش فقه و حقوق، بخش اديان، بخش معارف و مفاهيم و بخش علوم قرآن است. هريك از بخش‌هاى علمى براى گردش كار و تنظيم مقالات دائرة‌المعارف به همكارى و پشتيبانى علمى بخش‌هاى گزينش مدخل، پرونده علمى، تأليف مقاله، ويرايش، مقابله و بازبينى نياز دارد.

مسئولان بخش‌هاى پشتيبانى علمى بر اساس ضوابط مشخص و با اشراف كليِ مسئول طرح دائرة‌المعارف، در برابر درخواست‌ها و نيازهاى مديران علمى مسئول اند. اين امر موجب مى‌شود كه عمليات اجرايى دائرة‌المعارف از تشريفات زايد ادارى دور مانده، با سرعت و سهولت به اهداف علمى خود دست يابد.

وظايف بخش‌هاى عملى و پشتيبانى علمى دائرة‌المعارف به اين شرح است:

2. شرح وظايف

يك. مسئول و سرپرست علمي

وظيفه مسئول و سرپرست علمى دائرة‌ المعارف، نظارت بر تمام مراحل كار از آغاز تا انجام است. ايجاد هماهنگى ميان بخش‌هاى گوناگون (گزينش مدخل، تشكيل پرونده، تدوين مقاله، ويرايش، بررسى و مقابله و بازبينى علمى) و نيز نظارت بر انطباق كار هر يك از بخش‌ها با اصول و مبانى پذيرفته شده در شيوه نامه‌ها، بر عهده مسئول دائرة‌المعارف است. بررسى نقدها و ضعف‌هاى كار و پى‌گيرى مستمر براى تكامل كار و پيشنهاد انجام اصلاحات در شيوه نامه را نيز وى بر عهده دارد. دعوت از نيروهاى فاضل و متخصص در هر رشته براى همكارى نيز از وظايف مسئول دائرة‌المعارف است. البته مسئول دائرة‌المعارف در هر يك از اين امور با مشورت بخش‌هاى گوناگون و با هماهنگى هيئت علمى عمل مى‌كند.

دو. هيئت علمي

هيئت علمى گروه دائرة‌ المعارف‌ها مسئوليت سياست‌گذارى كلان و تصويب شيوه نامه‌ها و آيين نامه‌هاى پيشنهادى بخش‌ها را بر عهده داشته، بر سير پژوهش و محصول آن نظارت دارد.

سه. بخش‌هاى علمي

وظايف و مراحل فعاليت‌هاى علمى در بخش‌هاى علمى، به شرح ذيل است:

1. مشاركت و نظارت بر تصويب، تعريف و تحديد مدخل؛

2. پيشنهاد پژوهشگر براى تشكيل پرونده علمي؛

3. بررسى طرح پرونده علمى و توجيه پژوهشگر؛

4. ارزيابى پرونده علمي؛

5. پيشنهاد مؤلف؛

6. بررسى طرح تأليف و توجيه مؤلف و ارائه مشاوره در خلال كار؛

7. بررسى مقاله براى پذيرش يا رد آن؛

8. ويرايش اولى و اصلاحات كلى (پس از اين مرحله، مقاله براى تايپ ارسال مى‌شود)؛

9. اظهار نظر دست كم دو نفر از اعضاى هيئت تحريريه و يك نفر مشاور از خارج مجموعه و نتيجه‌گيرى از آنها (پس از اين مرحله، مقاله براى اعمال ملاحظات براى مؤلف ارسال مى‌شود)؛

10. ويرايش علمى، شامل غنى سازى، تكميل موضوع و حذف و تلخيص موارد لازم و نيز بهينه‌سازى و تكميل منابع؛

11. مقابله علمى و كنترل منابع؛

12. جلسه اول هيئت تحريريه (ويرايشگر علمى در اين جلسه حضور دارد)؛

13. اعمال اصلاحات در بخش به دست ويرايشگر علمي؛

14. جلسه دوم هيئت تحريريه در صورت لزوم (پس از اين مرحله، مقاله براى ويرايش و نيز مقابله به بخش مقابله علمى سپرده مى‌شود)؛

15. بازديد نهايى مقاله پس از ويرايش و مقابله علمى در بخش مقابله.

چهار. بخش گزينش مدخل‌ها

با توجه به تخصصى بودن دائرة‌المعارف قرآن و ويژگى موضوعات قرآن از نظر به هم پيوستگى و تداخل مترادفات و شبه مترادفات فراوان، گزينش مدخل‌هاى اين دائرة‌المعارف نيازمند مطالعه و دقت فراوان است.

بيشتر مدخل‌هاى دائرة‌المعارف قرآن از عناوين اصلى تفسير راهنما، فرهنگ قرآن، و اصطلاح نامه قرآن گرفته شده، و برخى از دائرة‌ المعارف‌ها و متون مربوط به معارف قرآن نيز از منابع است. همچنين منابع تفسيرى شيعه و سنى و كتاب‌هاى اسباب نزول، منبع انتخاب مدخل‌هاى اعلام غير مصرّح قرآن به شمار مى‌رود. پژوهشگران بخش مدخل، از منابع پيش گفته، موضوع‌هايى را كه با آيين نامه مدخل‌ها سازگار است، بر مى‌گزينند؛ سپس همه آنها به رايانه سپرده، به صورت الفبايى تنظيم مى‌کنند.

گروه تصويب مدخل كه از مسئول بخش و نماينده‌اى از بخش‌هاى علمى متشكل است، هر يك از مدخل‌ها را بررسى و با آيين نامه و اهداف كلى دائرة‌المعارف منطبق مى‌كند. برخى از موضوع‌ها كه به كارشناسى تخصصى نياز دارد، به گروه‌هاى علمى فرستاده شده، به نظر آنان توجه مى‌شود. وظيفه ديگر بخش تصويب مدخل، تعريف و تعيين حدود موضوع و مدخل‌هاى مرتبط و توجيه تشكيل‌دهنده پرونده علمى و مؤلف مقاله است.

پنج. تشكيل پرونده علمي

بخش تشكيل پرونده علمى، يكى از اركان دائرة‌المعارف قرآن كريم شمرده مى‌شود. اين بخش، از محققان حوزوى باتجربه و كارآزموده با تخصص‌هاى گوناگون (فقه، حقوق، فلسفه، كلام و عرفان، اديان و مذاهب، تاريخ و رجال، علوم قرآن، حديث و...) بهره مى‌گيرد و هر محقق، بنا به تخصص خود، پرونده تشكيل مى‌دهد. اين بخش، متكفل گردآورى مجموعه‌اى از منابع و اطلاعات مربوط به موضوع تصويب شده است كه نويسنده مقاله را تا حد بسيارى از مراجعه به منابع كتابخانه‌اى و رايانه‌اى و... بى‌نياز مى‌سازد. محقق اين بخش، پس از دريافت موضوع، اقدامات ذيل را براى تشكيل پرونده انجام مى‌دهد:

أ) ارائه طرح پرونده كه ساختار آن عبارت است از: تعريف موضوع، كليدواژه‌ها، محورهاى اساسى بحث، فهرست آيات مربوط، و معرفى منابع اصلى مورد نظر. اين طرح، براى اظهار نظر، به بخش تخصصى مربوط ارسال مى‌شود؛

ب) بررسى منابع لغوى، تفسيرى، روايى، دائرة‌ المعارف‌ها ، مقالات، تك نگارى‌ها و منابع تخصصى مربوط به موضوع. پس از بررسى، مطالب مهم و قابل استناد، نسخه بردارى شده، ديگر موارد مراجعه شده كه به دليل تكرارى بودن يا نداشتن مطلب مفيد نسخه بردارى نشده است، در فهرست منابعِ نسخه بردارى نشده ثبت مى‌شود؛

ج) مراجعه به نرم افزارهاى گوناگون (براى غنى سازى پرونده)؛

د) تهيه گزارشى از ساختار پرونده و ذكر علت نسخه بردارى از منابع و ارائه طرح مقاله پيشنهادى كه به نويسنده مقاله كمك شايانى خواهد كرد؛

هـ) تنظيم منابع نسخه بردارى شده لغوى، تفسيرى، روايى، تخصصى، تك نگارى‌ها و مقالات بر اساس تاريخ وفات مؤلف آن منابع؛

و) مشورت با مسئول بخش تشكيل پرونده و بخش تخصصى در طول تشكيل پرونده.

پرونده، پس از تشكيل، براى ارزيابى و مشخص كردن نقايص آن به كارشناسان هيئت بررسى و بخش علمى واگذار مى‌شود تا پس از بررسى، جهت انجام اصلاحات به محقق باز گردانده شود، و محقق پرونده را تكميل كند. در واپسين مرحله، پس از تأييد بخش، پرونده براى تدوين مقاله ارسال مى‌شود.

يادآورى: براى برخى از مدخل‌ها به لحاظ گستردگى و حجم فراوان منابع، پرونده علمى نرم افزارى تشكيل مى‌شود و براى برخى از مدخل‌ها نيز به سبب حجم محدود منابع، به تشكيل پرونده علمى نيازى نيست.

شش. تدوين مقاله

شرح وظايف بخش تدوين مقالات: چنان كه در شرح وظايف قسمت‌هاى پيشين گذشت، پس از تصويب مدخل‌ها و تشكيل پرونده علمى براى هر مدخل، پرونده براى نگارش مقاله از طريق عقد قرارداد در اختيار مؤلفان قرار مى‌گيرد. مؤلف پس از ارائه طرح كلى مقاله و تصويب آن با نظر يكى از گروه‌هاى علمى (فقه و حقوق، فلسفه و كلام، علوم قرآنى، معارف و اديان) به تناسب قلمرو موضوعى مقاله و با توجه به شيوه نامه تدوين مقالات، مقاله خود را تدوين مى‌كند و سرانجام در جلسات متعدد نقد و بررسى و اظهارنظر كارشناسان و مقابله علمى مقاله، اشكالات احتمالى آن برطرف شده، به تصويب گروه علمى مورد نظر مى‌رسد.

هفت. ويرايش

از آنجا كه مقالات دائرة‌المعارف را افراد گوناگون مى‌نگارند، براى يكسان سازى شيوه نگارش و مراعات بهتر اصول و قواعد نگارش، مقاله پس از تدوين در اختيار گروه ويراستارى قرار مى‌گيرد كه بر اساس شيوه نامه ويرايش دائرة‌المعارف و با استفاده از استادان فن به ويرايش مقالات مى‌پردازند.

هشت. مقابله علمي

با توجه به اين موضوع كه همه مطالب مقالات دائرة‌المعارف بايد مستند باشد، هيچ مطلبى بدون سند و منبع مطرح نمى‌شود. مسئوليت اين امر را بخش مقابله علمى و بررسى منابع بر عهده دارد.

مقابله علمى و بررسى مقالات به شرح ذيل انجام مى‌شود:

أ) تطبيق مطالب مقالات با منابعى كه در پاورقى‌ها ذكر شده است. در صورت اجمالِ مطلب يا استفاده نشدن آن از منبع يا عدم ذكر منبع مستند، با مشورت مؤلف يا مسئول بخش علمى، منابع آن اصلاح و تكميل مى‌شود؛

ب) بررسى، تطبيق و تكميل پاورقى‌ها از نظر كامل بودن منابع، يكسان سازى اسامى منابع و تطبيق چاپ‌هاى گوناگون با يك چاپ؛

ج) كنترل منابع و كتاب شناسي. در پايان هر مقاله، تحت عنوان «منابع»، اسامى منابعى كه در تدوين مقاله به كار رفته است، و در پايان هر مجلد، مشخصات كامل منابع تحت عنوان «كتاب شناسي» درج مى‌شود؛

د) كنترل آيات از نظر درستى نشانى و اعراب، و تطبيق آن با رسم الخط عثمان‌طه و نيز اعراب‌گذارى آيات در موارد لازم؛

هـ) بررسى مقالات پس از ويرايش، و اصلاح و تكميل نكاتى كه براى ويراستار مجمل بوده است؛

و) بررسى و مقابله علايم ارجاعى كه بخش گزينش مدخل در مقالات انجام داده است.

نه. پشتيباني

در نگارش دائرة‌ المعارف، افزون بر قسمت‌هاى پيش گفته، قسمت‌هاى ديگرى دخيل اند كه از مجموع آنها به «پشتيباني» تعبير مى‌كنيم؛ از جمله، بخش اجرايى و ادارى كه درباره تنظيم قراردادها، محاسبه و پرداخت حق التحقيق، و تهيه امكانات ادارى فعاليت مى‌كند. اداره كتابخانه و رايانه كه به پژوهشگران پرونده علمى و مؤلفان مقالات و محققان بررسى كننده مقالات در دادن اطلاعات يارى مى‌رساند، و بخش زيراكس و تكثير و اداره خدمات پژوهشى كه در حروف نگارى و تصحيح و نمونه خوانى مقالات همكارى مى‌كنند.

3. گردش كار

گردش كار دائرة‌المعارف در بخش‌هاى گوناگون، از آغاز تا انجام، بدين قرار است:

گزينش، تصويب و تعريف مدخل‌ها تشكيل پرونده علمى تدوين مقاله تصويب در بخش علمى مربوط ويرايش مقابله و بازبينى علمى شوراى علمى گروه دائرة‌ المعارف‌ها .

4. سير آماده سازى مقالات

يك. دريافت مقاله از بخش تدوين مقالات و بررسى اجمالى مسئول بخش علمى به منظور پذيرش اصل مقاله؛

دو. حروف نگاري؛

سه. ارسال نسخه‌ها براى اظهار نظر هيئت تحريريه؛

چهار. دسته بندى و انتقال آراى هيئت تحريريه از طريق محقق بخش علمى به مؤلف؛

پنج. اعمال آراى هيئت تحريريه يا پاسخ گويى به وسيله مؤلف؛

شش. تحويل به محقق بخش علمى براى بررسي؛

هفت. جلسه اول هيئت تحريريه با حضور ويراستار علمي؛

هشت. اعمال آراى هيئت تحريريه به دست ويراستار علمي؛

نه. مقابله علمى و كنترل منابع؛

ده. جلسه دوم هيئت تحريريه؛

يازده. مقابله علمى مجدد و ويرايش؛

دوازده. بازديد نهايى مسئول بخش علمي؛

سيزده. حروف زنى نهايى و تحويل مقاله به سرپرست دائرة‌ المعارف.


پى‌نوشت‌ها

1. از اين اثر در همين مقدمه، سخن رفته است.