بررسي انتقادي گونه‌شناسي تعاريف دين / سيد مصطفي موحد اصل

چکيده

هر پژوهشي در قلمرو دين ـ چه فلسفي و چه غير آن ـ بر تعريف ويژه‌اي از دين استوار است. درباره ممكن يا ناممكن بودن ارائه تعريفي جامع و مانع از دين، به گونه‌اي که همه‌ اديان را در بر گيرد و شامل غير دين نشود، بايد گفت که چالش فراوانيِ دين و مشکلات بسيار ديگر، راه را براي ارائه تعريفي که جامع همه اديان و مانع غير دين باشد، دشوار کرده است. همراه با علمي شدن مطالعات ديني در غرب، روان‌شناسان، جامعه‌شناسان، متکلمان و فيلسوفان دين، هر کدام از نگاه خويش براي دين، تعريفي ارائه دادند که مباحث خود را پيرامون دين مورد نظر پيش ببرند. بسياري از آنان در تعاريف خود دچار يک‌جانبه‌نگري، تحويل بردن دين و فروکاستن آن به بُعد رواني، اخلاقي يا اجتماعي آن شدند و با فراموش کردن اجزاي بنيادي دين، اساس دين را تنها به يکي از پيام‌ها يا کارکردهاي اجتماعي، اخلاقي و يا رواني دين فروکاسته و ذات و ماهيت دين را بر اساس آن تعريف كرده‌اند که در بررسي‌هاي بي‌طرفانه فلسفي، تعاريف کاملي براي دين به شمار نمي‌آيند.

در اين مقاله پس از ارائه دسته‌بندي مناسب از تعريف‌هاي ارائه شده، به نقد و بررسي و ميزان جامعيت و ساير شروط اين تعريف‌ها پرداخته و نظريه‌اي را که به واقع نزديک‌تر است نيز ارائه داديم.

کليدواژه

چيستي دين، تجربه ديني، کارکرد دين، روان‌شناسي دين، پديدارشناسي، جامعه‌شناسي دين.