این مقاله در یکی از شماره های بعدی نشریه معارف عقلی منتشر خواهد شد.

    بازخوانی حقیقت علم در نظریه اضافه فخررازی در پرتو الگوی کمال اشتدادی در حکمت متعالیه

    نوع مقاله: 
    ترویجی
    نویسندگان:
    ✍️ حسین هنرمند / *کارشناس ارشد فلسفه و کلام اسلامی دانشکده الهیات دانشگاه تهران// دانشجوی دکتری فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی کرج /// مدرس دانشگاه آزاد اسلامی کرج / h.honarmand@iau.ac.ir
    doi Registering DOI...⏳
    چکیده: 
    تبیین حقیقت علم و سازوکار ادراک، همواره کانون چالش میان متکلمان و فیلسوفان بوده است. فخررازی با رویکردی مقولی، علم را از سنخ «اضافه» میان عالم و معلوم می‌انگارد تا از معضل انطباع صور مادی در مجردات بگریزد؛ اما این دیدگاه در تبیین مسائلی چون علم به معدومات، خطا، خودآگاهی و وحدت آگاهی با بن‌بست‌های درون‌ساختاری مواجه است. پژوهش حاضر با هدف نقد مبنایی نظریه اضافه و ارائه الگویی جایگزین سامان یافته و به روش توصیفی‑تحلیلی با رویکرد تطبیقی میان آراء فخررازی و مبانی حکمت متعالیه انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد ناتوانی نظریه اضافه در تبیین حقیقت علم، ریشه در تقلیل «حقیقت وجودی علم» به «عوارض مقولی» دارد. در مقابل، حکمت متعالیه با تکیه بر اصالت وجود و حرکت جوهری، علم را نه اضافه‌ای عرضی، بلکه مرتبه‌ای از کمال اشتدادی نفس می‌داند. در این الگو، ادراک فرایندی است که نفس از رهگذر «بساطت احاطی» و «اتحاد با معقول»، سعه وجودی یافته و معلوم را در ساحت حضور خود می‌یابد. بدین‌ترتیب، علم از سطح یک نسبت بیرونی به «انکشاف وجودی» ارتقا می‌یابد که تبیین‌گر پویایی معرفت و تجوهر نفس است.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    Rereading the Nature of Knowledge in Fakhr al-Rāzī's Theory of Relation in Light of the Intensive Perfection Model in Transcendent Philosophy
    Abstract: 
    The nature of knowledge has long been debated between theologians and philosophers. Al-Rāzī defines knowledge as a categorial relation (iḍāfa) between knower and known to avoid material forms inhering in immaterial substances. However, this theory faces internal impasses regarding knowledge of nonexistents, error, self-awareness, and the unity of consciousness. This study provides a foundational critique of the relation theory and proposes an alternative model, using a descriptive-analytical and comparative method between al-Rāzī and Transcendent Philosophy. The findings show that the theory's failure stems from reducing the existential reality of knowledge to categorial accidents. In contrast, Transcendent Philosophy, based on the primacy of existence and substantial motion, conceives knowledge as the soul's intensive perfection (kamāl ishtidādī)—not an accidental relation. In this model, perception is a process wherein the soul, through encompassing simplicity and unity with the intelligible, expands existentially. Thus, knowledge is elevated from an external relation to an existential disclosure, explaining the dynamism of cognition.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    هنرمند، حسین. () بازخوانی حقیقت علم در نظریه اضافه فخررازی در پرتو الگوی کمال اشتدادی در حکمت متعالیه. دو فصلنامه معارف عقلی، ()، - https://doi.org/10.22034/maarefeaqli.2026.5003890.

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    حسین هنرمند."بازخوانی حقیقت علم در نظریه اضافه فخررازی در پرتو الگوی کمال اشتدادی در حکمت متعالیه". دو فصلنامه معارف عقلی، ، ، ، -

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    هنرمند، حسین.() 'بازخوانی حقیقت علم در نظریه اضافه فخررازی در پرتو الگوی کمال اشتدادی در حکمت متعالیه'، دو فصلنامه معارف عقلی، (), pp. -

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    هنرمند، حسین. بازخوانی حقیقت علم در نظریه اضافه فخررازی در پرتو الگوی کمال اشتدادی در حکمت متعالیه. معارف عقلی، , ؛ (): -