علم کلام که در میان علوم اسلامی پیشینه ای طولانی دارد، با سه هدف عمده پایه گذاری شده است: تبیین عقاید دینی، استدلال و توجیه عقلی برای آن و دفاع از این عقاید در برابر شبهه های مخالفان. گرچه این اهداف کم و بیش در سایر علوم عقلی اسلامی نیز مورد توجه بوده است ولی تنها متکلمان این مسائل را دغدغه خود قرار داده و مستقیماً در این راه گام بر داشتند.
در اهمیت علم کلام همین بس که هیچ دین و مذهبی از آن بی نیاز نیست؛ زیرا از سویی باید مبانی نظری دین استوار گردد و از سوی دیگر، شبهات منکران و مخالفان آن پاسخ داده شود؛ همچنین، پیوسته برای کسانی که ذهن کنجکاوی دارند درباره دین و مذهبی که بدان باور دارند، پرسش هایی مطرح می گردد، که پاسخ گویی به آنها را نیز علم کلام باید به دوش بکشد؛ ازهمین روست که یکی از دلایل نام گذاری علم کلام را قدرت بر تکلم دانسته اند.
از روایات گوناگون به دست می آید متکلمان برجسته در نزد امامان معصوم(ع) جایگاه بس والایی داشته، مورد علاقه و تشویق آن بزرگواران بوده اند. با وجود استقبال اندیشمندان فرق و مذاهب از این دانش، در برخی دوره ها علم کلام با حمله شدید دشمنان و منتقدان مواجه شد. گروهی بحث درباره باورهای دینی را ازاین رو که به درگیری و جدال می انجامد، منع کرده اند و علم کلام را بدعت و متکلمان را اهل اهواء و بدع دانسته و مردم را از نزدیک شدن به آنان برحذر داشته اند. از نگاه اینان هر چه که صحابه و تابعان، درباره آن سکوت کرده اند، دیگران نیز باید درباره آن سکوت کنند و بحث از آن بدعت است. چنانکه مالک بن انس در پاسخ به پرسشی درباره بدعت می گوید:« اهل بدعت ها کسانی هستند که در اسماء و صفات خداوند و کلام و علم و قدرتش سخن می گویند و از آنچه صحابه و تابعین از آن سکوت کرده اند سکوت نمی کنند.»
علم کلام از دیدگاه اینان باطل بوده، از دایره علوم خارج است. متکلم نیز زندیق شمرده می شود. اینان در حقیقت مخالف هرگونه بحث عقلی هستند، تا جایی که شخصیتی مثل جلال الدین سیوطی کتابی در این زمینه با عنوان صون المنطق و الکلام عن المنطق و الکلام می نگارد.
گاهی نیز علم کلام بدین جهت که شیوة متکلمان جدلی است و سر و کار با برهان ندارد، مورد بی مهری قرار گرفته و از آن روی گردانده شده است. از این چشم انداز کلام، دانش ضعیفی دانسته شده که توان پاسخ گویی کامل به پرسش ها و شبهات را ندارد. ولی واقعیت این است که این دانش بستر بسیار مناسبی برای پرداختن به موضوعات اعتقادی بوده و از جهت روش بحث محدود به جدل نیست، بلکه در آن می توان از شیوه های گوناگون عقلی و نقلی، جدلی و برهانی به تناسب مخاطبان و مسئله مورد بحث بهره جست.
چنین دانشی که رسالت آن تبیین و تثبیت عقاید دینی و مذهبی است، با توجه به گستردگی شیوة بحث در آن و نیز توانایی آن در حلّ شبهات اعتقادی، لازم است بیشتر مورد توجه باشد به ویژه در عصر حاضر که تلاش های گسترده ای علیه مبانی و عقاید اسلامی صورت می گیرد و شبهات گوناگونی درباره موضوعات اعتقادی اسلامی حتی از سوی کسانی که به ظاهر خود را معتقد به اسلام معرفی می کنند، مطرح می گردد، به گونه ای که تمام موضوعات اعتقادی مورد هجمه دین ستیزان قرار گرفته است.
امروزه شبهات به اختلافات مذهبی خلاصه نمی شود، بلکه دامنه آن اصل وحی و نبوت و قرآن و عصمت و تبیینات و ادله گوناگون در خداشناسی را گرفته و با رنگ و لعاب بسیار جذاب و فریبنده به جامعه القاء می شود و با توجه به وسائل ارتباطی بسیار پیشرفته به سرعت این شبهات سراسر جهان را درمی نوردد و آثار خود را در همه جا نمایان می سازد، ازاین رو توجه به علم کلام ضرورتی گریز ناپذیر و رسالت متکلم بسیار سنگین است و باید شبهات گوناگون را با دید باز شناسایی کرده، با استفاده از ابزارهای معرفتی گوناگون و منابع بسیار غنی که در اختیار دارد و شیوه های مختلف استدلال به پاسخ گویی آنها بپردازد، بلکه خود از قبل شبهات را پیش بینی کرده و زمینة آنها را با تبیین درست مسائل برای سطوح مختلف جامعه از بین ببرد.
دبیر علمی کلام