اقتدارگرایی گونه جدیدی از حکومت استبدادی است که در اوایل قرن بیستم ظهور کرد؛ سپس پژوهشگران غربی و مسلمان به بررسی نسبت آن با نظریه ها و نظام های سیاسی پرداختند. ازآنجاکه برخی پژوهشگران بومی، فلسفه سیاسی اسلامی را به اقتدارگرایی متهم کرده اند، ضرورت دارد تا مؤلفه های اقتدارگرایی استخراج و نسبت آنها با مبانی فلسفه سیاسی اسلامی سنجیده شود. ازاین رو، مقاله حاضر با روش توصیفی و تحلیلی، مؤلفه های اقتدارگرایی ناظر به اهداف را در دو عنوان «غلبه تام» و «امنیت» شناسایی کرده و سپس آنها را به چالش کشیده است. غلبه تام، از آن جهت مردود است که برایند چیرگی قوای غضبیه و شهویه بر قوه عاقله است و این رخداد نمی تواند تأمین کنندۀ «سعادت» باشد که هدف نهایی سیاست است. امنیت نیز شایسته نیست در حوزه اهداف نهایی سیاست قرار گیرد و باید آن را در شمار اهداف میانی جای داد که زمینه ساز اهداف نهایی می گردند.
اقتدارگرایی گونه جدیدی از حکومت استبدادی است که در اوایل قرن بیستم ظهور کرد؛ سپس پژوهشگران غربی و مسلمان به بررسی نسبت آن با نظریه ها و نظام های سیاسی پرداختند. ازآنجاکه برخی پژوهشگران بومی، فلسفه سیاسی اسلامی را به اقتدارگرایی متهم کرده اند، ضرورت دارد تا مؤلفه های اقتدارگرایی استخراج و نسبت آنها با مبانی فلسفه سیاسی اسلامی سنجیده شود. ازاین رو، مقاله حاضر با روش توصیفی و تحلیلی، مؤلفه های اقتدارگرایی ناظر به اهداف را در دو عنوان «غلبه تام» و «امنیت» شناسایی کرده و سپس آنها را به چالش کشیده است. غلبه تام، از آن جهت مردود است که برایند چیرگی قوای غضبیه و شهویه بر قوه عاقله است و این رخداد نمی تواند تأمین کنندۀ «سعادت» باشد که هدف نهایی سیاست است. امنیت نیز شایسته نیست در حوزه اهداف نهایی سیاست قرار گیرد و باید آن را در شمار اهداف میانی جای داد که زمینه ساز اهداف نهایی می گردند.
کلیدواژه ها
اقتدارگرایی، امنیت، فلسفه سیاسی اسلامی، غلبه تام، مدینه تغلب.