معارف عقلی، سال ، شماره ، پیاپی ، 1403، صفحات -

    سخن نخست

    نوع مقاله: 
    سخن سردبیر
    Article data in English (انگلیسی)
    متن کامل مقاله: 

    سخن نخست

    الهى هب لى کمال الانقطاع الیک و أنر أبصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتى تخرق أبصار القلوب حجب النور فتصل الى معدن العظمة و تصیر أرواحنا معلّقة بعزّ قدسک.1

    بى شک, معارف عرفانى اسلام در نظر کسانى که با آنها آشنایى دارند, از لطیف ترین و عمیق ترین معارفى است که بشر به آن دست یافته است. عرفان اسلامى که به گواهى شواهد پرشمار, هم در نقطه آغازین و هم در مرحله رشد و بالندگى و شکوفایى، از آموزه هاى دین بهره فراوان برده است، در بستر تاریخى خود در ابعاد گونه گونى همچون سیر و سلوک عملى, معارف لطیف عقلى و علمى, جاذبه هاى ادبى و هنرى, و اثرات اجتماعى و تربیتى تبلور یافته و تأثیر فراوانى در اندیشه و عمل مسلمانان بر جاى نهاده است.

    نگاهى گذرا به آیات قرآن و جوامع روایى همچون کافی, توحید صدوق, نهج البلاغه, صحیفه سجادیه و ادعیه و اذکار معصومان (ع) و شرح احوال رسول الله ˆ و امیر مؤمنان و امامان معصوم(ع) و اصحاب خاص ایشان، جاى هیچ تردیدى باقى نمى گذارد که نمى توان حقیقت معارف عرفانى را از مکتب نبوت و اهل بیت (ع) جدا ساخت و بلکه این دسته از آموزه ها ـ که با راهبرى خود دین و تجربه هاى درونى صدها انسان وارسته و تسلیم حق فراهم آمده است ـ به تحقیق, تفسیر انفسى و شرح آن آیات و روایات است. از همین روست که محققان بزرگ شیعه همچون سید حیدر آملى، ملاصدراى شیرازى، علامه بحرالعلوم، آقا سید على قاضى طباطبایى، امام خمینى، علامه طباطبایى و ده ها اندیشمند بزرگ دیگر به دیده تعظیم به آن نگریستند. امام راحل، که خود حکیم و عارف بلندپایه اى است و حواشى و تعلیقات او بر محققانه ترین کتب عرفانى چشم و دل و ذهن پویندگان راه حقیقت را به خود متوجه مى سازد، در سنین جوانى کتاب گران سنگى به سبک عرفاى محقق با عنوان مصباح الهدایة الى الخلافة و الولایة نگاشته است.

    لیکن همچنان که در کلام و فلسفه و حتى خود دین, انحراف و بدعت واقع مى شود و از همین روى، بر عالمان هر عصرى مبارزه با آن آفات و پاک سازى آنها لازم است، در وادى عرفان نیز در گذر تاریخ ـ و بلکه به دلیل برخى خصوصیات عرفان، بیش از دیگر رشته ها ـ انحراف ها و بدعت هایى روى داده و مى دهد که گاه بسیار خطرناک و کورکننده است. به همین سبب، وقتى در تاریخ عرفان اسلامى مى نگریم، مشاهده مى کنیم که عارفان محقق و سالکان و واصلان حقیقت، همواره با عارف نمایان و دغل بازان دروغین، که خود را پشت سبیل و خرقه و خانقاه و مشتى اصطلاح پنهان ساخته اند، مبارزه کرده و تا آنجا که توانسته اند در تفکیک عرفان حقیقى ـ چه در بعد معرفت و چه در بعد عمل ـ از عرفان دروغین و ادعایى کوشیده اند. اگر چند صفحه نخستِ کتاب اللمع را، که قدیمى ترین متن معتبر عرفانى است، مطالعه کنیم و یا به آثار غزالى و عین القضاة همدانى و دیگر عارفان نظر افکنیم و میزان هایى را که تقریباً از سوى همه عرفاى بزرگ در تشخیص حق و باطل در مسائل عرفانى ارائه شده است، در نظرآوریم یا آثار صدرالمتألهین شیرازى را مرور کنیم و به ویژه، چند صفحه آغازین اثر زیباى او را، با عنوان کسر اصنام الجاهلیهکانون مداقّه قرار دهیم، به روشنى با این تلاش و مبارزه مقدس روبه رو خواهیم شد.

    سخن ملاعبدالرزاق کاشانى ـ که شریعت و طریقت را نه تنها مقدمه وصول به حقیقت، بلکه حافظ آن مى شمارد و ترک احکام دین را منشأ گمراهى و حتى الحاد و کفر مى داند کجا ـ و سخن مدعیان دروغین عرفان که دست یابى به حقیقت را بى نیازى از شریعت مى شمارند! کجا؟! معارف عمیق و بلند اصحاب معرفت کجا و هرزه گویى ها و اباطیل جاهلان صوفیه کجا؟! تقید تمام وکمال عارفان وارسته کجا، و بى بند و بارى و تساهل احمقانه تن آسایان و هوس بازان منافق کجا؟! تبلور امروزین تفکر صوفى نمایان، همان سخن روشن فکرنماهاى عارف مآب است که عرفان بدون فقه را ترویج مى کنند.

    از منظر عارفان حقیقى، دین به طور اعم، و اسلام به طور اخص, همه آنچه را مى بایست یافت و گفت و همه آنچه را بشر به همه مراتبش مى تواند بیابد، بر وجهى کامل ابراز داشته است. از این روى، مهم ترین میزان در عرفان اسلامى, شریعت است و اساساً به دلیل عدم رعایت این میزان و دیگر میزان ها و ملاک هاى قویم عرفانى، انحراف هاى گسترده اى رخ داده است. از این روى, یکى از هدف هاى این نشریه, تقویت بُعد اصیل عرفانى و جداسازى آن از پیرایه هاى پیرامونى و وصله هاى ناهم ساز است.

    ... اما بیدار باید بود که در پشت صحنه مبارزه با کج فهمى ها و کج روى ها، همه معارف عمیق اهل معرفت یک سر به باد انتقاد گرفته نشود و با تمسک به اشتراک لفظى هاى موجود، تمام سرمایه عظیم عرفانیِ برآمده از متن شریعت مورد هجوم قرار نگیرد. اگر این مسیر ـ که نشانه هاى آن در حوزه هاى علمیه روز به روز واضح تر مى شود ـ ادامه یابد، بیم آن مى رود که تلاش هاى طاقت فرسا و مجاهدت هاى امام راحل که مایه شکوفایى عقلانى حوزه علمیه و گسترش ابعاد عمیق تر دین گردید، بى اثر شود و در این صورت, باید انزواى عالمان ربانى و محققان بزرگ و تعطیلى درس هاى عقلى و عرفانى و تکفیر ها و ... را انتظار کشید، که بالطبع بر کل جامعه و فرآیند انقلاب, تأثیرى ویرانگر و ناگوار خواهد گذاشت.

    دور بودن حوزه هاى علمیه از معارف فلسفى و عرفانى ـ معارفى که در پرتو تعلیمات شریعت و هدایت هاى اهل بیت (ع)، در سطوح عالى اى چون حکمت متعالیه متبلور شده است ـ موجب مى شود تا مبانى مستحکم قرآنى و روایى، بر معانى سخیفى حمل شود که در باب معارف, حتى معارف کلامى, جزو ضعیف ترین نظریه هاست. طرد بسیارى از روایات، به جرم آنکه به فهم عده اى نمى آید, چه خسارت جبران ناپذیرى است، و حمل همه مفاهیم دینى بر فهم عوامانه، چه گناه نابخشودنى و چه ستم روشنى به دین خواهد بود.

    در پایان باید به یاد آورد، آنچه موجب گرایش به برخى گروه ها و فرقه هاى منحرف یا روشن فکرنماهاى عارف مآب مى شود، احساس نیاز معنوى جامعه به معارف توحیدى و عرفا نى است. اگر این نیاز را درست برآورده نکنیم و با تقویت فلسفه و عرفان اصیل و ناب اسلامى ـ که حوزه ها خود باید متکفل آن باشند ـ این خلأ را پر نسازیم، دور از انتظار نیست که افکار نادرست و منحرف، این شکاف ها را غاصبانه پر کند و جامعه را دچار آسیب هاى معرفتى و عملى سازد. به امید روزى که با شکوفایى و بسط عرفان حقیقى اسلامى، جایى براى خودنمایى و عرضه افکار انحرافى وجود نداشته باشد.

    «والسلام على من اتبع الهدی»


    پى نوشت ها

    1.ر.ک: بحارالانوار، ج 91، ص 99، باب 32، ادعیة المناجاة (مناجات شعبانیه، منقول از امیرمؤمنان (ع) و امامان از فرزندان ایشان)

    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    (نویسنده تعیین نشده).(1403) سخن نخست. دو فصلنامه معارف عقلی، ()، -

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    (نویسنده تعیین نشده)."سخن نخست". دو فصلنامه معارف عقلی، ، ، 1403، -

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    (نویسنده تعیین نشده).(1403) 'سخن نخست'، دو فصلنامه معارف عقلی، (), pp. -

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    (نویسنده تعیین نشده). سخن نخست. معارف عقلی، , 1403؛ (): -