«خیال» در مباحث فلسفه هنر و زیبایی از دیرباز، اهمیت ویژه ای داشته است. در سنت حکیمان مسلمان، بررسی خیال منفصل ـ عالم مثال ـ از منظر هستی شناسانه نیز مورد توجه و بررسی قرار گرفته است اما جایگاه اصیل بحث از خیال، در حوزه معرفت شناسی قرار می گیرد و مهم ترین علت آن، ارتباط خیال و مسائل آن، با ادراک و قوای ادراکی است. نظر به اینکه مراجعه به سنت فیلسوف نامور و اثرگذار معاصر، علامه طباطبایی، فی نفسه ارزشمند است، بازخوانی مجدد و طرح پرسش هایی با رویکرد زیبایی شناسانه در حوزه خیال، می تواند بستر ارزشمندی برای نظریه پردازی و استحصال رهیافت های مهم باشد. جستار حاضر به بررسی خیال، از حیث ادراکی و نیز تبیین جایگاه آن در میان قوای نفس و سپس تحلیل ارتباط آن با عالم مثال پرداخته و در پایان، تطبیق و تبیین جایگاه و نقش آن در ادراک و آفرینش اثر هنری را مورد توجه قرار داده است.
Article data in English (انگلیسی)
متن کامل مقاله:
چکیده
«خیال» در مباحث فلسفه هنر و زیبایی از دیرباز، اهمیت ویژه ای داشته است. در سنت حکیمان مسلمان، بررسی خیال منفصل ـ عالم مثال ـ از منظر هستی شناسانه نیز مورد توجه و بررسی قرار گرفته است اما جایگاه اصیل بحث از خیال، در حوزه معرفت شناسی قرار می گیرد و مهم ترین علت آن، ارتباط خیال و مسائل آن، با ادراک و قوای ادراکی است. نظر به اینکه مراجعه به سنت فیلسوف نامور و اثرگذار معاصر، علامه طباطبایی، فی نفسه ارزشمند است، بازخوانی مجدد و طرح پرسش هایی با رویکرد زیبایی شناسانه در حوزه خیال، می تواند بستر ارزشمندی برای نظریه پردازی و استحصال رهیافت های مهم باشد. جستار حاضر به بررسی خیال، از حیث ادراکی و نیز تبیین جایگاه آن در میان قوای نفس و سپس تحلیل ارتباط آن با عالم مثال پرداخته و در پایان، تطبیق و تبیین جایگاه و نقش آن در ادراک و آفرینش اثر هنری را مورد توجه قرار داده است.